فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٦ - مكتب فقهى اهل بيت(ع)* سيدمحمود هاشمى شاهرودى
فقهى به آنهانيازمند است.
حق آن است كه تحول و نوسازيى كه در مكتب اصولى فقه اماميه ايجاد شد، به اندازهاى است كه مىتوان آن را تولد جديدى براى علم اصول در ماده و صورت و روش به شمار آورد كه به كلّى با گذشته اين علم متفاوت است.
امروز روش بحث در اين علم اگر چه فنى و دقيق است، اما بر خلاف پندار اخباريان، عقلى ـ به معناى اِعمال عقل در استنباط حكم شرعى ـ نيست. اخباريان ميان روش فنى اصولى و اِعمال عقل در استنباط احكام ـ تا چه رسد به اعمال رأى از قبيل قياس و استحسانـ خلط كردهاند. فنى بودن استدلال و دقت در فهم ادله شرعى و تعريف و تقسيم آنها و تشخيص روابط ميان آنها و آثار و لوازمشان و دقت ورزى در تطبيق آنها، شيوهاى علمى است كه در علم فقه نيز از آن پيروى مىشود. بدون چنين شيوهاى فنى، عمليات استنباط و اكتشاف حكم از كتاب و سنت، نه سليم خواهد بود و نه دقيق؛ بلكه استنباطى است سطحى و پر خطا و خطر. اين شيوه فنى، همان است كه شرع مقدس نيز ما را بدان فرمان داده است. در روايات و آموزه هايى كه از ائمه اهل بيت(ع) صادر شده، تشويق به دقت ورزى و ژرف نگرى در فهم نصوص و دلالت آنها و تفريع فروع و دسته بندى و ارجاع آنها به اصول و قواعد كلى، تشويق كردهاند. اين همان چيزى است كه به صورت فنى و علمى دقيق در روش هاى اصولى و فقهى به كار مىرود.
٢. تحول ساختار استدلال فقهى از جهت محتوا و روش فقاهت و استدلال. از سويى، آفاق بحث در هر مسألهاى گسترش يافت و دقيقترين تفريعات و شقوق و فرض هاى قابل تصور در آن مسأله را در بر گرفت و به همه اقوال و وجوهى كه در آن مسأله گفته شد يا ممكن بود گفته شود، پرداخته شد. بر اين اساس، از طريق حركت اجتهادى كه باب آن از صدها سال پيش تا روزگار ما همچنان مفتوح است، پژوهشهاى فقهى رشد كرده و بر حجم آنها و حجم استدلالهايشان افزوده شد.
از سويى ديگر، عمليات فقاهت در اين دوره با بهرهگيرى از پيشرفت هاى عميق روش اصولى، امتياز يافته است. توسعه علم اصول، در علم فقه بازتاب يافته و بحث