فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦ - مكتب فقهى اهل بيت(ع)* سيدمحمود هاشمى شاهرودى
مىكردم، او با من شروع به سخن مىكرد. آيهاى از قرآن بر پيامبر(ص) نازل نمىشد مگر اين كه آن را بر من مىخواند و املا مىكرد و من به خط خود آن را مىنوشتم و او تأويل وتفسير هر آيه و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام آن را به من مىآموخت و از خدا مىخواست كه فهم و حفظ آنها را به من عطا كند. از آن زمان كه او چنين دعايى براى من كرد، هيچ آيهاى از كتاب خدا، نيز هيچ علمى را كه به من املا كرد و نوشتم، فراموشم نشد. هر علمى را كه خداوند به پيامبر(ص) آموخت از حلال و حرام و امر و نهيى كه بود يا در آينده ايجاد مىشود و از هر كتاب آسمانى كه بر پيامبران پيشين نازل شده بود و از هر طاعت و معصيتى، پيامبر(ص) همه را به من آموخت و من هم همه را حفظ كردم و حتى يك حرف آن را فراموش نكردم. سپس پيامبر دستش را بر سينهام گذاشت و از خدا خواست كه قلبم را از علم و فهم و حكمت و نور آكنده سازد.
گفتم: اى پيامبر خدا، پدر و مادرم فداى تو باد، از وقتى كه در حق من چنين دعايى كردى، هيچ چيز فراموشم نشد و هيچ نكتهاى را نانوشته نگذاشتم. آيا بيم دارى در آينده دچار فرمواشى شوم، فرمود: نه، ديگر بر تو از جهل و نسيان بيمى ندارم. (٣٧)
در احاديث ائمه بعدى، از اين مكتوبات و مدوّناتى كه امام على(ع) به آنها اشاره كردهاست، به «كتاب على» تعبير شده است. اين نخستين كتابى است كه در عهد پيامبر(ص)، علوم دين در آن گرد آورى شده بود و به تصريح روايات مستفيضه، پس از پيامبر(ص) به ائمه اهل بيت(ع) منتقل شد. در روايتى كه نجاشى در كتاب فهرست با سند خود از عذافر صيرفى نقل مىكند، آمده است:
من با حَكَم بن عتيبه نزد امام باقر(ع) بودم، او شروع كرد به سؤال از امام
(٣٧) كافى،ج١،ص٦٤،ح ١.