فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٤ - رسالة في جواز بيع الوقف شيخ محمد على بن ملا مهدى آرانى كاشانى
پس در تعميم اشخاص محتاج به دليل هستيم و او مفروض الانتفاء است.
و با اين مطلب روشن شد قوّت منع صحت عقد صلح در اين مقام، فتدبّر.
واما اگر مبناى تجويز بيع در اين مقام فرار از اضاعه مال يا از عبث يا نفى سبيل از محسن (١٥٧) يا نحو اينها باشد، جواز صلح قوتى دارد، و احوط ـ بلكه اولى ـ اقتصار بر لفظ است مطلقاً، فتدبّر.
از جمله مبطلات معامله سفهيّت است، و او معامله به ما دون ثمن المثل است به اضعاف مضاعف كه از طريقه غالب عقلا خارج باشد، نه اين كه خود معامل سفيه باشد، زيرا كه او داخل در عنوان ديگر است، بلكه مراد معامله به ما دون ثمن المثل است به اضعاف مضاعف با علم، و عدم انضمام غرض معتد به ـ غير مقام محبات، كه مقصود معامل بخشش به من يعامل معه باشد، مثل بيع وقف به جهت اضطرار به مادون ثمن المثل. و اگر بدون علم باشد داخل در غرر است، كه او نيز از وجوه مفسده معامله است.
دليل بر اين مطلب ـ بعد از اجماع مصرّح به در كلام بعضى از مَهَرَه، و مستفاد از ظاهر كلام ايشان در بيع ما لا ينتفع به مثل الحشرات و غيرها عموم نهى است از اكل مال به باطل، با عدم مخرج، و اصالت فساد معامله.
و مبناى اصاله صحت : تداول اين عقود است در زمان خطاب و امضاى معصوم است
(١٥٧) توبه ،آيه ٩١.