فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٣ - مكتب فقهى اهل بيت(ع)* سيدمحمود هاشمى شاهرودى
صاحب مدارك الاحكام و شيخ حسن بن زين الدين صاحب معالم و پسر او شيخ محمد بن حسن قرار دارند و در طرف ديگر: محدث امين استرآبادى، فيض كاشانى، شيح حرّ عاملى، علامه مجلسى و شيخ يوسف بحرانى قرار دارند.
اين دوره را از آن رو دوره تطرّف(عدم اعتدال) نام نهاديم كه در اين عصر دو گرايش فقهى عكس يكديگر هويدا شدند كه يكى از آن دو عكس العمل ديگرى بود. نخست: گرايش عقل گرا و سختگير نسبت به احاديث و روايات، و دوم: گرايش اخبارى و سختگير نسبت به حكم عقل و ظهورات آيات الاحكام.
سردمدار گرايش نخست، محقق اردبيلى بود. وى با بهره مندى از نبوغ علمى و انديشه عقلى و فلسفى، توانست بخشى از فتاواى مشهور فقهاى پيشين را براساس شيوه استدلال خود به نقد بكشاند. از طرفى، وى نسبت به كار برد روايات چه از جهت سند آنها و چه از جهت دلالت يا معارضه آنها با ديگر روايات و قواعد فقهى، سختگيرى مىكرد. اين شيوه اگر چه موجب توانمندى و تعميق استدلال فقهى شد اما همزمان موجب گرديد كه از تكيه بر احاديث و نصوص رسيده از معصومين به نحوى خوددارى شده و به اصول و قواعد كلى عقلى روى آورده شود، نيز استفاده از عمومات و اطلاقات قرآن كريم و استخراج مسايل فقهى از آنها گسترش يايد. محقق اردبيلى خود به آيات الاحكام اهتمام ورزيد و كتاب ارزشمند
سختگيرى اين گرايش در به كارگيرى روايات تا بدانجا رسيد كه شاگردان اردبيلى، يعنى صاحب مدارك و صاحب معالم، سند هيچ روايتى را نمىپذيرفتند مگر آنكه عدالت هر راوى آن با شهادت دو شاهد عادل تأييد شده باشد و به شهادت يك عادل يا يك رجال شناس آگاه اكتفا نمىكردند. اين منتهاى زياده روى و سختگيرى در پذيرش حديث بود و طبيعتاً منجر به كاهش منابع اساسى استنباط يعنى نصوص رسيده از ائمه اهل بيت(ع) و روى آوردن به منابع ديگرى مىشد كه بدان اشاره كرديم. دراين گرايش افراطى مىبينيم كه فقيهى مثل صاحب معالم در كتاب اصولى خود معالم الدين و ملاذالمجتهدين، پس از