گونه دوم: لفظى است كه بيانگر حقيقت متشرّعيه است؛ يعنى معنايى كه در عصر ائمّه (ع) و در عرف متشرعان پديد آمده است، مانند لفظ «كُر».
گونه سوم: لفظى است كه بيانگر معناى اصطلاحى خاص نزد فقهاست، مانند «اجتهاد».
اجتهاد در لغت به معناى تلاش است ، اما در اصطلاح فقها به معناى استنباط حكم شرعى از ادلّه تفصيلى مىباشد.
٢. عناوين ابواب و مسائل فقهى: اين عناوين عبارت اند از: الفاظى كه حامل معناى خاصّى نيستند بلكه معناى لغوى خود را دارند، اما در كتابهاى فقهى، عنوان براى يك مسئله فقهى قرار گرفتهاند، مانند «عول»، يا عنوان براى يك باب فقهى قرار گرفتهاند، مانند «بيع». برخى از عناوين نيز ممكن است در كلمات فقهاى پيشين به كار نرفته باشد ليكن امروزه عنوان يك مسئله نو ظهور يا بحث فقهى جديدى شده باشد، مانند: «تشريح».
٣. موضوعات احكام شرعى: موضوعات احكام شرعى، الفاظى هستند اگر چه معناى خاصّى را به جز معناى لغوى همراه ندارند، مانند «صعيد» يا مدلول عرفى را مىرسانند، مانند «غنا» امّا اين الفاظ موضوع حكم شرعى قرار گرفتند و غرض فقيه از اين جهت به آنها تعلق مىگيرد كه با كشف مدلول آنها بتواند وظيفه شرعى مكلف را معين كند.
مراد از موضوع، معناى عام آن است كه شامل متعلقات احكام و قيود احكام و متعلق متعلق حكم مىشود، مانند «غنا» كه متعلق حرمت است و «زوال» كه قيد حكم است، و «آنيه» كه متعلّق متعّلق حكم حرمت است. به طور كلى ملاك اين است كه لفظى در فقه مصبّ حكم واقع شده و حكم فقهى به نحوى با آن ارتباط منطقى و علمى داشته باشد.
نهايه، ابن اثير.