فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٠ - مكتب فقهى اهل بيت(ع)* سيدمحمود هاشمى شاهرودى
شنيدند بدانند كه منسوخ است، آن را ترك خواهند كرد.
ـ دسته چهارم كسانى هستند كه بر خدا و پيامبر دروغ نمىبندند و از خوف خدا و به جهت تعظيم پيامبر(ص) كذب را منفور مىدارند، نيز در حفظ سخن خطا نمىكنند و آن را چنان كه هست حفظ مىكنند و همان گونه كه شنيدند بدون كم و زياد نقل مىكنند.
اينان، ناسخ را حفظ كرده و به آن عمل مىكنند و منسوخ را نيز حفظ كرده و از آن اجتناب مىورزند و عام و خاص و محكم و متشابه را مىشناسند و هريك را در جاى خود قرار مىدهند.
گاهى سخنى از پيامبر هست كه دو وجه دارد، سخنى خاص است و سخنى عام. كسى اين سخن را از پيامبر شنيده كه مقصود خداى سبحان و پيامبر(ص) را از اين سخن نمىداند. او اين سخن را مىشنود و بى آن كه معنايش را بداند و مقصود آن را بشناسد و از وجه صدور آن آگاه باشد، آن را بر معنايى حمل مىكند. همه اصحاب پيامبر آنگونه نبودند كه چيزى را از پيامبر بپرسند و فهم معناى آن را از او بخواهند، حتى دوست داشتند عربى بيابانى
و دور افتاده بيايد و از پيامبر چيزى بپرسد و آنان بشنوند. اما هيچ چيزى بر ذهن من نمىگذشت مگر آن كه از پيامبر مىپرسيدم و حفظ مىكردم. اين است علت اختلاف مردم و پريشانىشان در روايات. (٤٠)
امير المؤمنين(ع) در خطبهاى ديگر در تشخيص مرجع اصيل از علما كه علماى اهل بيت هستند ضمن سخن گستردهاى مىفرمايد:
بندگان خدا، بر عيب معادن جور چشمبگشاييد. بر شماست از كسى
(٤٠) كافى،ج١،ص ٦٣. نهج البلاغه ـ تحقيق صبحى صالح، ص ٣٢٥ ـ ٣٢٨،خطبه ٢١٠.