و اما حديث دوم : پس در آن نيز چند مناقشه مىرود:
اول : در سند آن كه جعفر بن حنّان است، محقق در نكت النهايه و شهيد در مسالك و جمعى ديگر مثل شيخ و صاحب حاوى نسبت وقف به آن دادهاند ، و در وجيزه او را تضعيف نموده، و كسى مدحى از او نكرده، و جابر معتبرى هم در آن نيست، مگر يكى از سه امر كه توهم مىشود:
اول : تكيه فحول علما بر او.
دوم : اعتضاد به دعواى اجماع كه از انتصار و غنيه و مبسوط ظاهر مىشود.
سوم : اشتمال سند قبل از آن بر حسن بن محبوب از علي بن رئاب از جعفر بن حنّان، و او «ممن اجمعت العصابة على تصحيح ما يصح عنه» است.
جواب از اول : آن كه:
اوّلاً، معلوم نيست كه اعتماد همه فحول علما بر اين حديث باشد، بلكه جمعى اين حديث را در حبس ذكر نموده اند، و جمعى از ايشان كسانى هستند كه عمل به خبر واحد نمىكنند مثل سيدين و ابن براج و امثالهم، و دليل ايشان بعضى از امور اعتباريه است كه تنبيه بر آن خواهد شد، و در عباير ايشان اشاره به آن شده .
و ثانياً، مجرّد اعتماد تا سر حدّ شهرت عظيمه نرسد جابر حديث نمىشود.
و ثالثاً، عباير ايشان به حسب تأديه مختلف است، بعضى ضرورت شديده را اعتبار نموده اند مثل سيد و مفيد و اضرابهما، و برخى حاجت عظيمه شديده با اصلحيّت بيع و خلف را اعتبار نمودهاند، و جمعى غير از اين، چنانچه در تأمل در عباير ظاهر مىشود، پس مجرّد مضمون حديث معلوم الانجبار نيست .
ر.ك:
رجال شيخ ، ص ٣٣٤، شماره ٤٩٦٧.
ر.ك:
انتصار ، ص ٤٦٩؛
غنيه ، ص ٢٩٨.
ر.ك:
مبسوط ، ج ٣ ، ص ٣٠٠.