فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٩ - مكتب فقهى اهل بيت(ع)* سيدمحمود هاشمى شاهرودى
نيز دراين دوره فقهى و به دست وحيد بهبهانى و شاگردان او، علم اصول تكامل يافت و هم از نظر ماهيت مسايل و هم از نظر شيوههاى استدلال، نيز در چگونگى تقسيم مباحث، گسترش پيدا كرد. براين اساس، نه مباحث علم اصول دراين دوره، آن مسايل لغوى يا عقلى بود كه در كتب اصولى پيشين از آن بحث مىشد و نه روش استدلال، آن بود كه در گذشته بود. بلكه مباحث علم اصول در اين دوره با روشى جديد به دو قسم اصلى تقسيم شد: «مباحث الفاظ» و «مباحث ادله عقلى». در مباحث ادله عقلى، دامنه بحث به پارهاى از اصول عمليه شرعى مانند اصل برائت شرعى در شبهات وجوبيه و تحريميه ـ كه اخبارى ها آن را ممنوع مىدانستند ـ و اصل استصحاب در موارد يقين سابق و شك لاحق، و اصل احتياط در موارد علم اجمالى يا شك در امتثال، گسترش يافت.
همچنين، ادله به ادله اجتهادى و ادله فقاهتى تقسيم شد. ادله اجتهادى، دلالت بر حكم شرعى واقعى داشته و آن را به صورت قطعى و تعبدى اثبات مىكند. ادله فقاهتى، حكم شرعى واقعى را اثبات نكرده و معيّن نمىكند، فقط وظيفه عملى مكلف را در برابر حكم واقعى مردد و مشتبه، تعيين مىكند. اين انديشه كه امروز از مسلّمات اصول فقه شيعه به شمار مىرود از ابتكارات اين دوره فقهى است.
حق آن است كه بيدارى شگرفى در دو علم فقه و اصول به دست وحيد بهبهانى تحقق يافت كه به واسطه آن، روش فقه اماميه به اعتدال گراييد، و مسير اصيل خود را كه مستقل از ديگر روشهاى فقهى است باز يافت و غبار و شبهات افراطى و تفريطى را كه بر چهره آن نشسته بود، زدود.
گفتگوهاى علمى وحيد بهبهانى و محدث بحرانى، صاحب حدائق كه سرآمدان دو مكتب اصولى و اخبارى بودند، در حوزه علميه كربلا نقش بزرگى در تحقق اين بيدارى داشت، و مباحثات پيوسته اين دو بزرگ كه به صورت علمى و با ديدى باز انجام مىگرفت، بر سرعت آن افزود. تقوا و سلامت نفس اين دو عالم نيز، اثر عظيمى بر شاگردانشان در پذيرش حقايق علمى داشت، حقايقى كه وحيد بهبهانى با قوّت تمام آنها را