فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٢
امّا هر فقرى نكوهش نشده بلكه ثروتمند بخيل و ستمگر، و فقير بى صبر نكوهش شدهاند.
ممكن است اشكال شود كه در بعضى روايات فقر نكوهش شده است، (٣) ليكن اين نكته نبايد موجب شود كه در مورد مقاله فقط جنبه نكوهش به طور مجمل ذكر شود درحالى كه در بعضى روايات فقر مدح گرديده است. مانند: «الفَقْرُ فَخْرى» اگر چه آن وجه، بسيار زيباست كه مراد فقر، وابستگى ممكن الوجود به واجب الوجود باشد.
خلاصه، اين امر بحث مفصّل دارد و اين گونه مطالب را بهتر است در مقالات مستقل مورد بررسى قرار داد. اگر بنا شد به طور اجمال آورده شود لازم است نكتههاى مقابل گفتن مطرح شود تا ناصحيح و شبههانگيز نباشد.
٢. در ادامه مطالب نويسنده محترم آورده است:
در برابر، از رفاه و آسايش به عنوان يك امتياز ياد شده تا جايى كه كار و تلاش براى كسب آن هم از عبادات و واجبات به شمار آمده است. (٤)
آيا در آموزههاى اسلامى رفاه به طور عام و فراگير يك امتياز مشروع و معقول و مستحسن است؟ اوّلاً، رفاه كه به تن آسايى (٥) معنا شده نه تنها امتياز نيست بلكه مذمّت نيز شده است. ثانياً، آسايش نيز كه دراين مقاله مورد تأييد قرار گرفته و به عنوان يك امتياز معرّفى گرديده، در فرهنگ فارسى به معناى استراحت و فراغ (٦) آمده، روشن است كه
(٢)
(٣)
(٤)
(٥)
(٦)