فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩ - مكتب فقهى اهل بيت(ع)* سيدمحمود هاشمى شاهرودى
بر رسول خدا(ص) دروغ مىبندند.
اگر مردم بدانند كه اينان منافق و دروغگو هستند، حديث آنان را نمىپذيرند و سخنانشان را راست نمىشمارند. اما مردم كه از باطن اين گونه افراد بى اطلاعند مىگويند: او از اصحاب پيامبر بوده، پيامبر را ديده و سخن او را شنيده و از او تعليم گرفته است، بنابر اين، حديث او را مىپذيرند. خداوند هر آنچه گفتنى بود در باره منافقان به تو گفت و وصفشان را آنچنان كه هستند براى تو بيان كرد. اما منافقان، پس از پيامبر نيز باقى ماندند و خود را با دروغ و فريب به زمامداران ضلالت و دعوت كنندگان به آتش، نزديك كردند و ايشان نيز كارها را به آنان سپردند و حاكم بر مردم ساختند و به وسيله آنان به دنيا خوارى پرداختند. مردم، همراه فرمانروايان و دنيا هستند مگر كسانى كه خداوند آنان را حفظ كند.
ـ دسته ديگر كسانى هستند كه سخنى از پيامبر شنيدند ولى آن را چنانكه بايد، فرا نگرفته و در آن به خطا افتادند و تعمد در دروغ ندارند. اينان آنچه را شنيدند روايت كرده و به آن عمل مىكنند و مىگويند: اين سخن را از رسول خدا شنيديم. اگر مسلمانان بدانند كه اينان در اين سخن، به اشتباه رفتهاند، سخنشان را نمىپذيرند و اگر خود اين افراد نيز بدانند در اشتباهند، دست از اين سخن بر مىدارند.
ـ دسته سوم، كسانى هستند كه از پيامبر شنيدند كه به كارى فرمان مىداد، اما سپس پيامبر از آن كار نهى كرد ولى اينان از نهى پيامبر آگاه نشدند، يا از پيامبر شنيدند كه از كارى نهى مىكرد سپس به آن كار فرمان داد ولى اينان از امر پيامبر آگاه نشدند. از اين رو اينان سخن منسوخ را حفظ كردند ولى ناسخ را حفظ نكردند اگر بدانند كه آن سخن منسوخ شده است، آن را ترك مىكنند. اگر مسلمانانى كه اين سخن را از اينان