٥ ـ ضرورت تدوين دايرة المعارف فقهى
با درك بيشتر دشوارىها، مشكلات و موانع موجود در راه دستيابى كامل افراد غير متخصّص به فقه، انديشه تدوين دايرة المعارف فقه پديد آمد كه نزديك به نيم قرن از آن مىگذرد.
از ميان دشوارىها و مشكلات اين كار مىتوان به سه مشكل جدّى اشاره كرد:
اوّل ـ انبوهى مباحث و متون فقهى: با گذشت قرون و اعصار، ميراث فقهى بسيار گسترده شد و كتابها و منابع فقهى بىشمارى به نگارش در آمد، به گونهاى كه عمر آدمى براى فراگيرى و احاطه بر آنها ناكافى است. كتابخانههاى فقهى سرشار از كتابها و تأليفات كوتاه و بلند فقهى است؛ زيرا تأليف، بى وقفه ادامه دارد و فقها در طول زمان و به رغم رويارويى با شرايط دشوار و مشكلاتى كه گريبانگيرشان بوده دست از تدوين كتاب و نگاشتههاى فقهى بر نداشتند كه متأسفانه اغلب اين آثار به دست ما نرسيده و در گذر زمان از بين رفته است. اما حجمى كه امروز در اختيار ما است نيز مجموعه بزرگ و در خور توجهى است كه شايسته است در قالبى كه برازنده محتواى آن باشد به ارباب دانش عرضه گردد. بنابر اين نگارش دايرة المعارف فقهى امرى طبيعى بلكه حتمى و اجتنابناپذير است.
دوم ـ دشوارى زبان و اسلوب: درك تعابير فقها، براى يك فرد تحصيل كرده عادى دشوار است؛ زيرا اوّلاً، قدمت متون فقهى و تغيير ادبيات رايج، درك عبارات كتب را دشوار مىسازد. ثانياً، فقها در آثار فقهى شان از اصطلاحات علمى و تعبيرات فنّى و تخصّصى استفاده كردهاند كه از نظر دلالت، بار علمى خاص خود را دارند و كسى جز متخصصان فقه نسبت به اين اصطلاحات آشنايى ندارد. ثالثاً، فقها غالباً در نگارش تأليفات فقهى، فشرده نويسى را پيش گرفتهاند، اين اختصار در حدى است كه گاه عبارات فقها به اشارات و رموز پيچيدهاى تبديل شده است كه غير از افراد متخصص كسى قادر به فهم آن نيست.