فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٥ - رسالة في جواز بيع الوقف شيخ محمد على بن ملا مهدى آرانى كاشانى
عدم معلوميت حال او در مدح و قدح او نهايت جابرى كه ممكن است از براى او، ضمان صاحب احتجاج در اوّل كتاب اين كه ذكر نكند در او مگر آنچه را كه مجمع عليه باشد يا مشهور اهل سير و تواريخ، از اين جهت سند او را ذكر كرده . و اين ادعا بر فرض تسليم او، و بقاى بر او تا آخر كتاب، با وجود آن كه معلوم نيست، اگر معلوم الخلاف نباشد، چه بسيار از اخبارى كه در او ذكر مىشود بيش از اخبار آحاد نيست، بيش از افاده مدح يكى از علماى رجال و تصحيحات ايشان بعضى اخبار را نمىكند، و به مجرد اين تخصيص عمومات و اصول و قواعد مسلّمه را دادن خالى از اشكال نيست، چه مبنى بر حال، نيز بر اجتهاد است، و هر كس متعبّد به ترجيح و اجتهاد خود است، نه تقليد غير، و اين واضح است.
اما اول : علاوه بر ارسال و عدم معلوميّت تقرير امام(ع)، نظر به اعراض از ظاهر سؤال و تغيير جواب را از رؤوس سؤال، ظاهر او خلاف اجماع است؛ زيرا كه تجويز بيع در صورت اجتماع همه اهل وقف بر او داخل در هيچ يك از صور مجوّزه نيست، و تخصيص دادن به دو حديث سابق با وجود آن كه نسبت به صحيح ابن مهزيار عموم من وجه است، فرع مكافئه مفقوده در مقام است. به علاوه منافى توقيع حضرت قائم است كه حاكم بر او است.
و ايضاً بيش از جواز در صورت وقف منقطع را نمىرساند، چنانچه ظاهر است، و مجرد ذكر اعقاب كفايت در تأبيد نمىكند تا ارسال
و اما ثانى: پس دور نيست كه وقف بر امام مسلمين كنايه باشد از وقف مؤبّد، چنانچه ادعاى ظهور او را نمودند در جواهر الكلام؛ نظر به اين كه مراد از امام مسلمين