فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٤ - رسالة في جواز بيع الوقف شيخ محمد على بن ملا مهدى آرانى كاشانى
ظاهر سوق حديث است .
و اگر توهم بشود اعمّيت مفهوم اين حديث نظر به اين كه در منطوق شرط كرده مقارنت رضاى همه را با خيريّت بيع، و مفهوم آن اعم است؛ نظر به اين كه رفع مركب به رفع احد جزئين مىشود، و حديث توقيع اخص است؛ نظر به دلالت بر صحت در خصوص رضاى بعض، پس تخصيص مىدهيم مفهوم اين حديث [ را ] به منطوق توقيع،
جواب مىگوييم:
و ثانياً، بر فرض تسليم مىگوييم: حديث توقيع نيز به يك اعتبار اعم است، چه اعم است از آن كه با فقر باشد يا بدون فقر، در بيع اصلح باشد يا نه، به خلاف اوّل كه اختصاص به صورت فقر و خيريّت بيع دارد، پس معارضه به عموم من وجه راجح مىشود، و با تساقط رجوع به اصل عدم بيع مىشود و اگر گويند: اعتبار فقر در اين حديث در سؤال شده نه جواب، و دو حديث توقيع چون در سياق بيان خبر مأثور از امام جعفر صادق(ع) شده، و او اعتبار اصلحيّت بيع را نموده، پس حديثين مساوى مىشود، جواب مىگوييم: لفظ «نعم» در جواب سؤال در حديث اوّل دالّ بر اعتبار آنچه در سؤال ذكر شده هست، و اما حديث توقيع دخلى به فرموده امام جعفر صادق(ع) ندارد؛ نظر به اين كه متون او شهادت بر اين مىدهد كه آن بزرگوار در مقام تأسيس قاعده كليه است، فتدبر.
مخفى نماند از آنچه ذكر شد تا به حال معلوم شد كه حديث، بر فرض تماميت، بيش از جواز در صورت فقر با خيريّت بيع و رضاى همه افاده نمىكند، پس مطلق فقر كفايت نمىكند، و بيع بعضى دون رضاى ديگران نيز كفايت نمىكند، فتدبّر.