فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٧ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
ديده مىشود كه سبب بدآموزيهايى در فهم دين شده است. براى پرهيز از چنين درهم آميختنى، ضرورت تفكيك معارف دينى از حقايق دينى در مقام تحقيق آشكار است، تا معلوم گردد كه مثلاً نقص يك نظر فقهى به معناى نقص يك حكم شريعت نيست و يا نقص يك راى كلامى مستلزم نقص يك اصل اعتقادى دين نيست و...
عناصر تشكيل دهنده دين
حقيقت دين متشكل است از سه نظام: «اعتقادى»، «اخلاقى و تربيتى» و «تشريعى».
١. نظام اعتقادى:اين نظام مجموعهاى است از باورهاى يقينى نسبت به خدا، معاد، وحى، نبوت، ملائكه و ... مجموعه اين باورها را «عقايد دينى» مىناميم.جوهره اصلى عقايد دينى عبارت است از ايمان به غيب،يعنى ايمان به حقايق ناپيدايى كه وجود دارند، اما از شعاع احساس و ادراك متعارف آدميان بسيار دورند. از اين روى، از انسان خواسته نشده كه نسبت به اين حقايق ناپيدا علم حاصل كنند، بلكه فقط از او خواسته شده كه به آنها ايمان بياورد. لذا قرآن كريم در توصيف مؤمنين مىگويد: «الذين يؤمنون بالغيب ...» و نگفته است «يعرفون» يا «يعلمون»، بلكه گفته «يؤمنون» و رمز اين تعبير آن است كه آن حقايقى كه از ما خواسته شده بدانها ايمان بياوريم، به غايت لطيفند و عقل و ادراك معمولى انسان قدرت شناخت آنها را ندارد ونمىتواند آنها را معلوم علم خويش گرداند، بلكه انسان با ابزارى غير از ابزارهاى ادراكى متعارف خود، قادر است موجود بودن آن حقايق را كشف كند و در آنها دل ببندد. اين ابزار مخصوص، نوعى شعور باطنى و فطرى است كه در نهاد انسان نهفته است. براى اين كه اين شعور باطنى در انسان فعال شود و بتواند به درك حقايق غيبى و سپس ايمان بدانها نايل آيد، نياز به تربيت و تهذيب دارد و بايد موانعى كه سد راه فعاليت آن شعور باطنى مىشوند از ميان برداشته شوند. و براى اين منظور دو نظام «اخلاقى تربيتى» و «تشريعى» در درون دين و در كنار نظام اعتقادى ايجاد شده است.