فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٤ - بررسى فقهى حكم عده زنان بدون رحم آيت اللّه محمد مؤمن
نشده است؛ زيرا درباره او، جز اين نيامده است كه: امام هفتم(ع) او را فرمان مىداد كه در مسجد مدينه بنشيند و با مردم آن سامان به گفت و گو بپردازد. او نيز، چنين كرد و درباره صاحب قبر باايشان سخن گفت و هنگامى كه به نزد حضرت بازگشت به او فرمود: با آنان چه گفتى و با تو چه گفتند؟ و بدين سان، از او خرسند گرديد. (٣٠)
البته اين خرسندى، دليل بر آن نمىشود كه او در گفتار راستگو بوده است.
آرى، اين حديث را صفوان از او آورده است كه بىترديد صفوان بن يحيى است. او، يكى از سه نفرى است كه مرحوم شيخ، در كتاب «عده» درباره ايشان گفته است.
«انهم من الثقات الذين عرفوا بانهم لايروون و لايرسلون الا عمن يوثق به.» (٣١)
«چنين شناخته شدهاند كه هرگز جز از كسى كه مىتوان بدو اعتماد كرد، حديث با واسطه يا بىواسطهاى نقل نمىكنند».
افزون بر اين، صفوان، خود از اصحاب اجماع است و يكى از سومين گروه شش نفره - بدين سان، بر اساس عمل به ظاهر سخن مرحوم شيخ، چنانكه دور از صواب نيست، سند روايت معتبر خواهد بود. والله العالم.
اما درباره دلالت حديث، بايد گفت: حكم در اين روايت آن است كه: بر زنى كه مانندش باردار نمىشود، عدهاى نيست. بدين سان، موضوع حكم «زنى كه همسانش باردار نمىشود» است كه مساله ما را نيز در بر مىگيرد و نتيجهاش آن است كه عدهاى بر زن بدون رحم نباشد. براى روشن ساختن بيشتر مطلب مىگوييم: گاهى باردار نشدن زن، براى پديدهها و بيماريهاى ويژهاى است كه بسا با گذشت زمان از ميان برود و همواره احتمال برطرف شدن آن وجود دارد. اگر نازايى از اين گونه باشد، تاثيرى در از ميان برداشتن حكم عده ندارد و گاهى نازايى در پى چيزى است كه اگر در هر زنى يافتشود، آن زن آبستن
(٣٠)رجال كشى، ص ٤٤٩، شماره ٨٤٤، چاپ دانشكده مشهد.
(٣١)«معجم رجال الحديث»، آيت الله خويى، ج١، ص٦٣.