فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٩ - ضمنان كاهش ارزش پول آيت اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى
با وجود اين، گفته مىشود كه اين روايت با روايت ديگر يونس معارض است كه مىگويد چيزى جز درهمهاى نخستين از آن او نيست. البته ممكن است اين دو روايت را اين گونه جمع كنند كه روايت نخست درباره جايى است كه درهم به يك باره از گردش و ارزش افتاده باشد، ولى روايت دوم درباره جايى است كه تنها كاهش بها پديد آمده و هنوز هم پول در گردش مانده است؛ چرا كه در اين روايت چيزى جز پايين آمدن بها را به روشنى نگفته است.
اين وجه جمع را نمىتوان پذيرفت. زيرا ظاهر اين گفتار كه «سلطان آن را از اعتبار انداخته و چيز ديگرى را در گردش افكند» به معناى سقوط نقدينه و پول بودن در هم نخست است. به ميان آوردن سخن از كاهش نيز به معناى اين نيست كه آن درهمها پول در گردش هستند، بلكه به اين معناست كه چون نقره سكه دار است، گرچه از پول بودن افتاده است، كمتر از درهم كنونى مىارزد. افزون بر اين، در روايت سوم: (مضمره صفوان) به روشنى آمده است كه حتّى هنگامى كه درهم از گردش نيز افتاده، چيزى جز درهمهاى نخستين از آنِ وام دهنده نيست؛ چه، گفته است: «اكنون چيزى با آن فروخته نمىشود.»
تحقيق در بررسى روايات
نخست آن كه:نهايت چيزى كه روايت نخستيونس بر آن دلالت دارد اين است كه صفت پول بودن و در گردش بودن به ضمان در مىآيد. چنين چيزى هرگز به عهده آمدن كاهش ارزش درهمهاى در گردش را به دنبال ندارد؛ زيرا پول بودن گر چه از صفات انتزاعى است، ولى از جنبههاى با اهميت است كه نقره سكه دار را پول گردانيده و در داد و ستدها به كار برده مىشود، به گونهاى كه پول، عنوانى است جدا از مالهايى كه پول نيستند، بدين سان، ناگزير بايد اين ويژگى را از صفتهاى مثل [جايگزين همسان ]نزد عرف به شمار آورد. امّا كاهش ارزش مال چنين نيست و هرگز نزد مردم آن را مالى ديگر