فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤ - وجوه شرعى در نظام اسلامى میزگرد محّمد محمّدی گیلانی
هر پنچ پنجم را فرا گرفته و هيچ چيز از مالكيتحقيقى او، خارج نيست.
چه معنى دارد بگوييميك پنجم مال، از آن خداست، مگر آن كه بگوييم آيه خمس، جعل مالكيت اعتبارى براى خدا مىكند. بنا بر اين طبيعى خواهد بود وقتى يك پنجم از آن خدا شد، معنى ندارد كه خداوند، مستقيما خود در ملك اعتبارى تصرف كند و خمس را بگيرد و به مصرف كارهاى خود برساند كه اين تصور معقول نيست. پس بايد به خليفة اللّه داده شود كه به جاى خدا، كارهاى او را در روى زمين، انجام مىدهد. آن كسى كه مسؤوليت جانشينى و خلافتخدا را در روى زمين، دارد، بايد سهم خدا را بگيرد و در راه خدا خرج كند. يعنى خرج ترويج دين خدا، خرج بندگان خدا و در يك كلام خرج مرضى خداوند.
بنابراين، از خود آيه و از «لام» در «للّه» قطعا مىتوان فهميد كه فلسفه تشريع خمس، برآوردن نيازهاى مورد خشنودى خداست.
بدون ترديد، مصارفى كه سبب معرفت دين خدا و ترويج آن باشد، در رده نخست قرار مىگيرد. فلسفه تشريع خمس، حفظ و ترويج دين خداست و آنچه به اعتلاى دين كمك كند.
٢. همچنين درباره كلمه «للرسول». بايد خوب دقت كرد كه «للرسول بما هو الرسول» يا «رسول بما هو محمد بن عبداللّه، صلى اللّه عليه و آله و سلم،» يعنى بشخصه، من غير اتصاف به وصف رسالت، يا بما هو متصف بالرساله؟ ظاهر اين است كه ذكر وصف، مشعر به عليت است. يعنى «للرسول لرسالته» اگر چنين شد، پس بايد خرج رسالتشود، چنانكه در «للّه» بدون ترديد، خرج ترويج دين خدا و ترويج و شناخت و معرفى ابعاد گوناگون اسلام مىشود.
و اگر در مواردى، خرج خود رسول مىشود، يعنى در راه برآوردن