فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٩ - همزيستى فقهى مذاهب و اديان آيت اللّه محمد مهدى آصفى
شيخ طوسى، در كتاب«نهايه» مىنويسد:
فان كان المطلّق مخالفاً و كان ممّن يعتقد وقوع الثلاث لزمه ذلك و وقعت الفرقة، و انّما لاتقع الفرقة اذا كان الرجل معتقداً للحقّ. (٢١)
اگر طلاق دهنده از اهل سنت باشد و به وقوع سه طلاق در يك مجلس، باور داشته باشد، طلاق بر او لازم و جدايى حاصل مىشود و تنها وقتى جدايى تحقق نمىيابد كه شخص شيعه باشد.
ابن ادريس، رحمه اللّه، در كتاب «سرائر» بر اين راى ادعاى اجماع كرده است:
«و قد روى أصحابنا روايات متظافرة بينهم متناصرة، و اجمعوا عليه قولاً و عملاً انّه ان كان المطلّق مخالفاً، و كان ممّن يعتقد لزمه ذلك و وقعت الفرقة، و انّما لاتقع اذا كان الرجل معتقداً للحق.» (٢٢)
اصحاب ما، روايات فراوانى در اين باب نقل كردهاند كه يكديگر را تقويت و تاييد مىكند. در گفتار و رفتار بر اين نظر هماهنگى دارند كه اگر طلاق دهنده، از اهل سنت باشد و به سه طلاق در يك مجلس معتقد باشد، اين طلاق بر او لازم مىآيد و جدايى حاصل مىشود و تنها وقتى جدايى حاصل نمىشود كه طلاق دهنده شيعه باشد.
امّا فقهاى معاصر در اين مساله اختلاف نظر دارند و گروهى اثبات و گروهى ردّ مىكنند و كلمات صاحب جواهر، رحمه اللّه، در كتاب طلاق، محتمل هر دو راى است و در كتاب فرائض و ميراث، انقلاب حكم واقعى اوّلى به حكم واقعى ثانوى، ظاهر است. از معاصران نيز، فقيه مرحوم شيخ حسين حلى، رحمه اللّه (٢٣)، و شيخ محمد طاهر
(٢١)نهايه، شيخ طوسى، ص٥١٢.
(٢٢)سرائر، ابن ادريس، كتاب طلاق .
(٢٣)بحوث فقهيه، ص٢٧٤.