فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩١ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
كرديم، فقه يك دانش ذهنى و نظرى محض نيست، بلكه يك علم كاربردى است و يك پاى آن همواره در زندگى روزانه مردم قرار دارد. موضوعات بسيارى از احكام فقهى در متن زندگى اجتماعى به وجود مىآيند و هر اندازه كه اين موضوعات در زندگى انسانها حضور بيشتر و پرتكرارترى داشته باشند، به همان نسبت در فقه، بازتاب بيشترى مىيابند و سبب افزايش حجم فقه در آن باب مىشوند. و بالعكس موضوعاتى كه بنا به شرايط خاص اجتماعى، امكان حضور و نمود كمترى در زندگى مردم داشته باشند، در فقه هم حجم كمترى را مىگيرند، و يا موضوعاتى كه باز بنا به شرايط اجتماعى، از صحنه زندگى مردم حذف شدهاند، نمودِ آنها در فقه به پايينترين مرحله مىرسد، يا اصلاً حذف مىگردد.
اگر علم فقه را در بستر تاريخى آن مطالعه كنيم، شواهد فراوانى بر اين مدّعا به دستخواهيم آورد. نخستين سالهاى تدوين فقه شيعه در دورانى بود كه شيعه تحتسختترين فشارها و تنگناهاى دستگاه خلافت قرار داشت و اين وضعيت تا اواسط قرن دهم هجرى (زمان تاسيس دولت صفوى) با شدت و ضعفهايى ادامه داشت. در سر تا سر اين دوران كه بيش از هفتصد سال طول كشيد، تمام تلاش رهبران شيعه بر اين بود كه اصل موجوديت مكتب را حفظ كنند، تا در زير فشارهاى همه جانبه از هم نپاشد. در اين دوران شيعه فقط حضور فكرى و فرهنگى در عرصه پهناور تمدن اسلامى داشت و هيچ مجالى براى حضور در صحنههاى اجتماعى نداشت. مسلماً در چنين شرايطى، بسيارى از موضوعات و مفاهيم اجتماعى، سياسى، اقتصادى، از مسير و مدار زندگى شيعه يا حذف شده بودند يا حضور بسيار ناچيزى داشتند. در اين ميان، تنها موضوعات عبادى فردى و پارهاى از موضوعات داد و ستدى بودند كه مىتوانستند بدون معارضه جدى با سلطه حاكم، درمدار زندگى مردم قرار داشته باشند، لذا همين موضوعات در فقه هم بازتاب بيشترى يافتند.