فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨ - وجوه شرعى در نظام اسلامى میزگرد محّمد محمّدی گیلانی
حتى خمس ارباح مكاسب، در زمان پيامبر،صلى اللّه عليه و آله، تشريع شده (قطع نظر از اين كه دليل اثبات آن، آيه استيا روايات) ولى چون خمس، حق الاماره بوده و پيامبر اكرم،صلى اللّه عليه و آله، و اميرالمؤمنين،عليه السلام، مىدانستند كه مساله خمس، بدين گونه نمىماند و از مسير اصلى خود منحرف مىشود، از اين روى، به همان اندازه محدود در صدر اسلام، اكتفا كردند و آن را گسترش ندادند.
آيت اللّه يزدى:در ده سال حكومت پيامبر، صلى اللّه عليه و آله، چطور؟
آيت اللّه هاشمى:در صدر اسلام، مردم از نظر ارباح مكاسب، خيلى موفقيت نداشتند. از اين روى در روايت از عايشه و عبداللّه بن عمر آمده است كه:
«البخارى عن عائشة: لما فتخت خيبر قلنا الان نشبع من التمر.
و عن ابن عمر: ما شبعنا حتى فتحنا خيبر.» (٧)
بخارى در كتابش از عايشه آورده كه گفته است:
زمانى كه خيبر فتح شد، با خود گفتيم: اكنون از خرما سير مىشويم.
عبداللّه بن عمر نيز گفته است :سير نشديم تا آنگاه كه خيبر را فتح كرديم.
كنايه از ضعف اقتصادى مسلمانان در صدر اسلام است.
مردم، به طور معمول، درآمدى نداشتهاند و اگر هم داشتهاند، چنان نبوده كه بشود روى آن تكيه كرد.
ارباح مكاسب، قدرت فوق العادهاى است، با زكات، از نظر كم و كيف، فرق دارد. از نظر كميت كه روشن است و از نظر كيفيت هم، چون در مالكيت دولت است و حق الاماره، از اين روى، ائمه،عليهم السلام، نخواستند اين
(٧)صحيح بخارى، ج٤، ص١٥٥٠، ح ٣٩٩٩، كتاب المغازى، تحقيق: دكتر مصطفى ديب البغاء، بيروت، ١٤٠٠ هـ. ق.