فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٤ - مقايسه علم فقه و جامعه شناسى تفهّمى غلامرضا صديق اورعى
٢. گاه، شك، از آن جا ناشى مىشود كه گمان مىبريم، گوينده، از روى عمد، نشانهاى را حذف كرده است.
٣. و گاه، شك از آن جا ناشى مىشود كه احتمال مىدهيم، گوينده، نشانهاى كه تغيير دهنده معناست، يادكرده، امّا با گذشت زمان، از بين رفته است. (٩)
توضيح تفهّمى:
عمل انسان، به معناى فراگير آن، رفتار معنى دار است و دلالت آن بر معنى، قراردادى است. به دالّ وضعى، «نماد» (ذرحذشت) گويند. پس عمل انسان، نمادين (سمبليك) است و بدون آشنايى با قراردادها نمىتوان آن را فهميد.
جامعهشناس تفهّمى، اگر به مطالعه كردار مردمى بپردازد كه با آنان هم فرهنگ است، با قراردادهاى آنان آشناست؛ زيرا فرهنگ، «نظام نمادها» ست و جامعهشناس و مردمان در حال بررسى، هر دو، با اين نظام نمادها، تربيتشدهاند. اما اگر جامعهشناس تفهّمى بخواهد درباره مردمى از فرهنگ ديگر، مطالعه كند، بايد سالها با آنان زندگى كند، تا با فرهنگ آنان آشنا شود، يعنى به نظام نمادهاى آنان پى ببرد.
گفته گوينده، يك نماد است كه دلالت بر معنى دارد. شك در درك صحيح و كامل معناى «كردار گفتارى» گوينده، حالاتى دارد كه از زبان اصوليان نقل شد. ناآگاهى به موضوع له لفظ، يعنى ناآشنايى به نظام نمادها كه يك جزء مهم آن، نظام زبان است. و راه از بين بردن اين شك، كسب آشنايى با نظام زبانِ گوينده است.
مورد دوم شك، مربوط به حالتى است كه كردار گفتارى و به عبارت ديگر، نماد لفظى با نماد ديگرى همراه است (قرينه) و جامعهشناس تفهّمى كه فقط با نظام زبانى شخص مورد بررسى آشناست، نه با تمام نظام فرهنگ او، در مىماند كه نماد لفظى،
(٩)مصباح الاصول، آيت اللّه خويى، ج٢، ص٢٢٦.