فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٤ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
استعمال دو گانه اصطلاح «انديشه دينى» و ناهمسانى معانى آن بدفهميدنهاى فراوانى را در پارهاى از مباحثات علمى اخير سبب شده است. يكى از موارد اين بدفهميدنها، نزاع بى حاصلى است كه بر سر بشرى بودن يا نبودن انديشه دينى در گرفته است. مقصود ما از «انديشه دينى» دقيقاً همان معناى اول است، يعنى مجموعه علوم و معارفى كه به منظور تبيين و تفسير و يا توضيح و توجيه حقايق دينى تدوين شده است و اساساً استعمال انديشه دينى را در معناى دوم، نادرست مىدانيم.
دين واقعى يا دين موجود
براى تعيين جايگاه فقه در مجموعه انديشه دينى، لازم است كه تصور روشن و دقيقى از ماهيت دين و عناصر تشكيل دهنده آن داشته باشيم و دريابيم كه اين عناصر چه نسبتى با هم دارند، و هر يك از آنها چه جايگاهى در كلّيت دين دارد. بويژه بايد بدانيم كه چه نسبتى ميان شريعت وديانت وجود دارد. اما پيش از تحليل ماهيت دين، ابتدا بايد معلوم كنيم كه از كدام دين سخن گوئيم از دين، آن گونه كه در واقع هستيا از دين، آن گونه كه نزد ما موجود است؟ به عبارت ديگر بايد دين مُنزَل را از دين موجود جدا كنيم. محل نزاع در مباحث مربوط به انديشه دينى، دين موجود است نه دين واقعى.
مراد از دين منزل همان حقايق وحيانى است كه از جانب خداوند براى هدايت بشر نازل شده است و تنها واسطه ميان اين حقايق وحيانى و انسانها، فقط قلب و زبان پيامبر است. مراد از دين موجود، آن چيزى است كه به نام دين نزد ما موجود است. يعنى آميزهاى از حقايق دينى ومعارف دينى كه مورد اعتقاد و عمل دينداران است. در دين موجود، معارف دينى حلقه واسطهاى هستند ميان اصل حقايق دين از يك سو و ذهن و عمل مؤمنين از سوى ديگر، دينى كه امروز در دست ماست، همان حقايق دين مُنْزَل است كه از ميان فرهنگها، سنتها، و مجارى معرفتى انسانها گذر كرده است و از جانب