فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٠ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
منشاء روحى، بلكه ضرورتهاى زندگى در كنار ديگران آنها را آفريده است. رفتارهايى كه انسان براى رفع اين نوع نيازها انجام مىدهد مثل همكارى با ديگران (مسؤوليت پذيرى) تقسيم كار و ... روى هم حوزه اجتماعى زندگى او را تشكيل مىدهند.
تمام زندگى انسان تلاشى است براى پاسخ گويى به انواع سه گانه اين نيازها و بر اين اساس، مجموع رفتارها و فعاليتهايى كه زندگى انسان را تشكيل مىدهند نيز، درسه حوزه جداگانه متمركز مىشوند كه آنها را به ترتيب حوزه طبيعى، حوزه روانى و حوزه اجتماعى زندگى انسان نامگذارى مىكنيم:
١. حوزه طبيعى زندگى:انسان از لحظهاى كه به «بودن» خود پى مىبرد، اولين احساس او حفظ هستى و بقا خويش است و تمام تلاشش در وهله اول حفظ و بقاى خود به كار گرفته مىشود. او به زودى مىيابد كه هم آنچه كه موجب دوام وبقاست و هم آنچه كه بقاى او را تهديد مىكند، هر دو، در محيط طبيعى اطراف او وجود دارند. با اين شناخت از طبيعت، او مىكوشد تا عناصر حيات بخش طبيعت را در اختيار گيرد و به خدمت درآورد و با عناصرى كه حيات او را تهديد مىكنند، به مبارزه برخيزد و آنها را مهار كند. و از آن جا كه كمال خواهى و افزون طلبى در سرشت انسان نهفته است، او، هميشه به وضع موجود قانع نيست و پس از آنكه اصل «بودن» خويش را تثبيت كرد،مىكوشد تا كيفيت بودنِ خود را بهبود بخشد. تلاش مستمر انسان براى پيروزى بر مشكلات طبيعى و تسخير طبيعت به منظور ادامه حيات و ايجاد رفاه نسبى، بُعد مادى تمدنهاى بشرى را به وجود آورده است. به عنوان مثال به يك مورد اشاره مىشود:نقل و انتقال از جايى به جاى ديگر،يك نياز طبيعى براى انسان است، در ابتدا، تنها ابزارى كه او براى رفع اين نياز در اختيار داشت، پاهايش بودند. نقل و انتقال با پا، سخت و پر زحمت بود. انسان براى حل اين مشكل خود، بخشى از نيروهاى طبيعت را تسخيركرد و به اهلى كردن حيوانات پرداخت تا از وجود آنها، نقل و انتقال سريع تر و راحتترى داشته باشد.
روند تصرف انسان در طبيعت به منظور تهيه