فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٩ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
بايدها و نبايدها.تمام احكام و قانونهاى دينى پيرامون اين هسته مركزى ايمان وضع شدهاند، تا انسان با راهنمايى آنها بتواند گذرگاه زندگى اين جهانى را به سلامت بگذراند و در لغزشگاههاى مهيب اين راه هولناك نيفتد. امنيت اين راه از دو ناحيه در معرض خطر است، يكى از سوى وسوسههاى درونى و كششهاى نفسانى انسان و ديگرى از سوى روابط و مناسبات ظالمانه اجتماعى كه جامعه را به فساد مىكشاند.
تعاليم دينى به هر دو سوى نطر دارد، هم راهِ نجات از مهلكههاى درونى را به انسان نشان مىدهد و هم مىخواهد زندگى اجتماعى انسان را بر اساس روابط عادلانهاى استوار كند تا زمينه فساد به وجود نيايد.
٢. هر رفتارى كه از انسان سر مىزند براى رفع يك نياز است. انسان در مسير زندگى خود نيازهاى گونه گونى دارد. قهراً براى پاسخ گويى به آن نيازها رفتارهاى متفاوتى نيز خواهد داشت. به طور كلى، اهمّ نيازهاى انسان را در سه نوع متمايز مىتوان قرار داد:
نيازهاى نوع اول مربوط است به جنبه بيولوژيك حيات انسان كه گاهى به آنها نيازهاى اوليه نيز گفته مىشود، مانند نياز به تغذيه، مسكن، دفاع از خود، نقل و انتقال از نقطهاى به نقطه ديگر و غيره. فعاليتهايى كه انسان براى رفع اين نوع نيازها انجام مىدهد، روى هم حوزه طبيعى زندگى او را تشكيل مىدهند.
نيازهاى نوع دوم مربوط است به استعدادهاى روحى ويژهاى كه انسان دارد و ربطى به جنبه زيستى حيات او ندارد. اين نوع نيازها، منشاء گرايشهاى خيرخواهانه يا شرطلبانه در وجود انسان است و موجب صدور رفتارهاى ارزشى و ضد ارزشى از انسان مىشود. رفتارهايى را كه انسان در پاسخ به اين نوع نيازها انجام مىدهد، روى هم حوزه روانى يا معنوى زندگى او را تشكيل مىدهند.
نيازهاى نوع سوم مربوط است به جنبه اجتماعى حيات انسان و روابطى كه در جريان زندگى اجتماعى خود با ديگران دارد. اين نوع نيازها، نه منشاء طبيعى و زيستى دارند و نه