فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٤ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
بر هدايت انسان دارد، و او را از سلوك مسير انسانيت و رسيدن به كمالى كه هدف كلّى خلقت است باز مىدارد.
مسلماً سامان دادن به اين حوزه از زندگى انسان، نمىتواند از هدفهاى دين نباشد. تنظيم عبادات و مناسك دينى كه براى حالات فردى انسان و رابطه او با خدا مقرر گرديدهاند و بيان كم و كيف آنها، بر عهده شريعت است. اگر شريعت در اين حوزه دخالت نكند، همان غرضى را نقض كرده كه دين به خاطر آن آمده است،يعنى اصلاح و هدايت گرايشهاى روحى انسان.
اما در سومين حوزه يعنى حوزه اجتماعى زندگى ، روابط اجتماعى و نهادهاى اجتماعى تعيين كننده بسيارى از رفتارهاى انسان هستند. اگر مجموعه روابط اجتماعى و نهادهاى اجتماعى هماهنگ با هدف كلى دين نباشد،موجبات انحراف و سقوط را از مسير هدايت فراهم مىكند. از اين روست كه تاسيس جامعه دينى از هدفهاى اساسى دين است و جامعه دينى جامعهاى نيست كه فقط افراد آن ديندار باشند،بلكه جامعهاى است كه نهادها اجتماعى و روابط اجتماعى آن مبتنى بر اصول و هدفهاى دين باشد.
تعبيراتى كه در اين زمينه در قرآن كريم وجود دارد، چون:
{ولتكن منكم امة؛ يدعون الى الخيرِ... } (١٥)
{كذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء على الناس... } (١٦)
به خوبى مىرسانند كه ساختن جامعه دينى و نه فقط ساختن افراد ديندار هدف دين است.
پيدا است كه مسائل حوزه اجتماعى زندگى با مسائل حوزه طبيعى زندگى، فرق اساسى دارند. نمىتوان ساختن اين حوزه از زندگى را مانند حوزه طبيعى، تماماً به خود
(١٥) سوره ال عمران، آيه ١٠٤.٢.
(١٦) سوره بقره، آيه ١٤٣.