فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٤ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
برقرار است. وجود اين انتظام و هماهنگى ميان اجزاء دين، خود از دلايل اعجاز آن به شمار آمده است:
{لو كان من عند غيرِ اللّه لوجدوا فيه اختلافا كثيرا } (٤)
اما در مقابل، معارف دينى، از آن جا كه محصول عقل و انديشه آدمىاند مشحون از اختلاف و تعارض و تهافتند.
جنگ هفتاد و دو ملت برخاسته از همين اختلاف در معارف دينى است.(البته عناصر غيرمعرفتى را نيز در اين اختلاف، نمىتوان از نظر دور داشت). علاوه بر اختلاف و تعارضى كه ميان معارف گوناگون هست، ميان اجزاء درونى هر معرفتى از اين معارف نيز اختلاف و تنازع وجود دارد.
هر چه از زمان آغاز دين بيشتر فاصله مىگيريم، بر اجمال و ابهام تعاليم دينى افزوده مىشود، لذا اين تعاليم پا به پاى زمان تفسير پذيرتر مىگردند و بدين ترتيب است كه معارف دينى مجال بيشترى براى عرض اندام به دست آورده و رفته رفته بخش عظيمى از حوزه ذهن و عمل دينداران را به خود مشغول ساخته است.
معارف دينى پيرامون تعاليم دينى شكل گرفتند و هر بخشى از معارف دينى متناظر است با بخشى از دين.گفتيم كه حقيقت دين مركب است از سه دسته عناصر اعتقادى، اخلاقى و تشريعى، گرداگرد هر دستهاى از اين عناصر، معرفتى خاص تدوين گرديد. بنا بر اين مجموعه معارف دينى نيز در سه دسته جاى مىگيرند: (٥)
١. فلسفه اسلامى، كلام و عرفان:اين معارف متناظر با عقايد دينى و به منظور
(٤) سوره نساء، آيه ٨٢.
(٥)ما در اين تقسيم بندى از معارف دينى، تفسير را به عنوان ركن مستقلى ذكر نكرديم، زيرا تفسيرها بر حسب گرايش فكرى مفسران متفاوتند از اين رو قرار دادن آنها در قسم خاصى از معارف دينى، درست به نظر نمىرسد. برخى از تفسيرها صبغه كلامى دارند، مثل تفسير فخر رازى و برخى صبغه فقهى دارند، مثل تبيان شيخ طوسى و برخى صبغه عرفانى دارند، مثل تفسير عبدالرزاق كاشانى و برخى صبغه فلسفى دارند، مثل تفسير الميزان با همه جامعيتى كه دارد.