فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٣ - مقايسه علم فقه و جامعه شناسى تفهّمى غلامرضا صديق اورعى
براى روشن شدن مطلب، به پارهاى از نمونهها اشاره مىشود، تا هماننديهاى كار «جامعهشناسى تفهّمى» و «فقيه»، خود را بهتر بنماياند. ناگفته نماند، اين موارد، تنها گزينش از موارد بسيار و گسترده است و تنها در حوزه ارائه نمونه كارهاى مشترك. بحثها و نمونههاى ديگرى نيز وجود دارند كه به گونهاى با ابزارهاى جامعهشناس تفهّمى سرو كار دارند و اين كه چگونه آن ابزارها، در كار فقيه نيز به كار مىآيند، اين خود، فصل ديگرى است كه اكنون، به آن نمىپردازيم.
بلكه در اين جا، تنها به نقاط همانندى كاركرد يك «فقيه» و «جامعهشناس تفهّمى» بسنده مىكنيم.
١. موارد شك در هدف گوينده:
جاهاى شك، در هدف گوينده، از موارد اساسى است كه فقيه در برخورد با روايات، با آنها رو به رو مىشود. براى جاهاى شك دستهبنديهاى زير، به ميان آمده است:
بخش اول: مواردى كه شك به «عدم انعقاد ظهور» مىانجامد.
اين مورد، خود به گونههايى بخش مىشود:
* شك، به خاطر ناآگاهى به موضوع له لفظ است.
*شك، به خاطر چيزى كه همراه با كلام است كه مىتواند، نشانهاى بر دگرگونى معنى باشد.
* شك، از آن جا نشات مىگيرد كه احتمال مىرود، نشانهاى در كار بوده است، ولى در اثر گذشت زمان، در دسترس ما قرار نگرفته است.
بخش دوم: مواردى كه معناى كلام، براى ما روشن است، ولى نمىدانيم آيا هدف جدى گوينده بوده است، يا خير؟ اين مورد نيز، داراى اقسامى است:
١. گاه، به واسطه گمان فراموشى و سهو گوينده، اين شك پديد آمده است.(اين مورد، درباره امامان معصوم(ع) مصداق ندارد، زيرا فراموشى و سهو در آنان، راه ندارد.)