فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٥ - بررسى فقهى حكم عده زنان بدون رحم آيت اللّه محمد مؤمن
نخواهد شد و مىتوان گفت كه همسانش باردار نمىگردد و اين، همان چيزى است كه در حديث، موضوع حكم است. بنابراين، زنى اين گونه و همسانهاى او، هرگاه طلاق داده شوند، عدهاى بر ايشان نيست.
اين مطلب در باره دختر نابالغ و پيرزنى كه سالهاى قاعدگى را پشتسرنهاده و نيز زنى كه رحم وى را يكسره برداشتهاند، صادق است. پس او نيز، در گستره موضوع بوده و بىهيچ اشكالى، حكم او را در بر مىگيرد.
البته در هنگام صدور اين روايت، چنين پديدهاى تنها در دو گروه نخستيافت مىشد، ولى اين سبب نمىشود كه معناى حديث را در همان تنگنا محصور سازيم، بلكه همه آنچه را در گستره آن باشند، در بر مىگيرد. بويژه آن كه حكم ياد شده، بر همين عنوان آمده است كه اشارهاى قوى بدان دارد كه معيار نبودن عده، همان باردار نشدن است كه به يقين، در مساله ما يافت مىشود، چنانكه روشن است. بدين سان، رسا بودن حديث، نسبت به لازم نبودن عده بر زنى كه رحم وى درآورده شده باشد، شايسته درنگ نيست.
اگر گفته شود: هنگامى كه شوهر، داراى بيمارى آشكارى باشد كه توان آميزش نداشته و يا نتواند انزال كند، مىتوان درباره همسر وى گفت كه همسانش باردار نمىشود پس هر گاه وى را طلاق دهد، بنابراين حديث، عدهاى بر او نيست، با اين كه نادرستى آن روشن است.
در پاسخ مىگوييم: از خود حديث، به روشنى بر مىآيد كه همسانى با زن، سبب نازايى است و اين صفتى است براى زن، چنانكه در خردسال همين گونه است و هرگز در برگيرنده موردى كه در خود زن، علت ويژهاى نباشد، نمىگردد، چنانكه در مورد ياد شده چنين است.
اگر گفته شود: گرچه عنوان آمده در حديث، دربرگيرنده زن بدون رحم است، ولى بازگشت آن به مواردى است كه در آن روزگاران متعارف بوده كه همان خردسال و پيرزن