فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٧ - بررسى فقهى حكم عده زنان بدون رحم آيت اللّه محمد مؤمن
براى درستى سند بسنده نيست. البته مرحوم صدوق، در كتاب «فقيه»، پس از آوردن روايت موثقه حلبى از امام صادق(ع) چنين گفته است:
و فى رواية جميل انه قال: (٣٥)فى الرجل يطلق الصبية التى لمتبلغ و لاتحمل مثلها و قد كان دخل بها و المراة التى قد يئست من المحيض و ارتفع طمثها و لاتلد مثلها، فقال: ليس عليهما عدة.
در روايت جميل است كه حضرت فرمود...
ظاهر اين عبارت آن است كه جميل، آن را بدون ارسال، از امام(ع) نقل كرده است و از اين روى، سند معتبرى خواهد بود، مگر اين كه گفته شود: با توجه به يكى بودن متن حديث، در هر سه كتاب و اين كه روايتگرش در همه آنها جميل بن دراج بوده است، عرف چنين حديثى را يكى شناخته و تصريح به مرسل بودن آن در «كافى» و «سرائر»، گواه آن است كه منظور مرحوم صدوق، از تعبير «روايت جميل»، اين است كه او، آخرين كسى است كه در سند آمده، گرچه خودش آن را به صورت مرسل نقل كرده است. البته، اين خلاف ظاهرى است كه براى هماهنگسازى، باكى بدان نيست. حال اگر از پذيرش آن سر باز زنيد، با توجه به يكى بودن حديث، چنين نقلهايى با يكديگر متعارض و ناسازگار بوده و همه سندها از اعتبار افتاده و حجيت آن ناتمام مىماند.
در باره دلالت اين حديث نيز، دور از ذهن نيست كه گفته شود: آوردن واژگان «همسانش باردار نمىشود» يا «مانند او فرزند نمىآورد»، پس از جملاتى چون: «دختر نابالغ و زنى كه از عادت نااميد گشته و قاعدگى از او رخت بربسته است»، در نگاه عرف، به روشنى چنين مىرساند كه همه راز و رمز و معيار، در نبود عده اين است كه مانند او فرزند نمىآورد و آبستن نمىشود و اين ملاك، در هر دو جا، همين است. از اين روى، گويا امام(ع) چنين مىفرمايد: «زنى كه همسان او باردار نشود و فرزند نياورد، عدّهاى بر
(٣٥)وسائل الشيعه ، ج١٥، ص٤٠٨.