فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ١٦٥ - تصليب ساحران
٢٩) له له زدن، از علايم تشنگى سگ:
... فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الكَلبِ ان تَحمِل عَلَيهِ يَلهَث او تَترُكهُ يَلهَث ....
اعراف (٧) ١٧٦
شتر تشنه
٣٠) نوشيدن دوزخيان (اصحاب شمال) از آب داغ و جوشان دوزخ با حرص و ولع، مانند شتر تشنه:
فَشرِبونَ عَلَيهِ مِنَ الحَميم* فَشرِبونَ شُربَ الهيم. [١]
واقعه (٥٦) ٥٤ و ٥٥
نيز---) آشاميدنيها و بهشت، آشاميدنيهاى بهشت
تشيّع---) شيعه
تصليب
تصليب به صليب كشيدن، از «صَلْب» به معناى به دار آويختن انسان براى كشتن است. صليب در اصل، چوبى است كه شخص به آن آويخته مىشود. [٢] در اين مدخل از مشتقّات واژه «صلب» استفاده شده است.
آثار تصليب
١) تصليب محاربان، خدا و رسول و تبهكاران، موجب خوارى آنان در دنيا:
انَّما جزؤُا الَّذين يُحارِبون اللَّه ورسولهُ ويسعون فِى الارضِ فسادًا ان يُقتَّلوا او يُصلَّبوا ... ذلِك لهُم خِزىٌ فِى الدُّنيا ....
مائده (٥) ٣٣
تصليب در مصر باستان
٢) به صليب كشيدن مجرمان و رها كردن آنان براى طعمه شدن پرندگان، كيفرى مرسوم در مصر باستان:
يصحِبَىِ السّجنِ ... وامّا الأخَرُ فَيُصلَبُ فَتَأكُلُ الطَّيرُ مِن رَأسِهِ قُضِىَ الامرُ الَّذى فيهِ تَستَفتيان.
يوسف (١٢) ٤١
٣) به صليب كشيده شدن يكى از زندانيان همبند يوسف، در مصر باستان:
يصحِبَىِ السّجنِ ... وامّا الأخَرُ فَيُصلَبُ فَتَأكُلُ الطَّيرُ مِن رَأسِهِ قُضِىَ الامرُ الَّذى فيهِ تَستَفتيان.
يوسف (١٢) ٤١
نيز---) همين مدخل، تصليب ساحران
تصليب ساحران
٤) تصليب و به دار آويختن، از تهديدهاى فرعون، عليه ساحران مؤمن به موسى (ع):
والقِىَ السَّحَرَةُ سجِدين* قالَ فِرعَونُ ءامَنتُم بِهِ قَبلَ ان ءاذَنَ لَكُم ...* ... ثُمَّ لَاصَلّبَنَّكُم اجمَعين.
اعراف (٧) ١٢٠ و ١٢٣ و ١٢٤
قالَ ... ولَاصَلّبَنَّكُم فى جُذوعِ النَّخلِ ....
طه (٢٠) ٧١
قالَ ... ولَاصَلّبَنَّكُم اجمَعين.
شعراء (٢٦) ٤٩
[١] «هيم» جمع «هيماء» است و «هيماء» به شتر تشنه گفته مىشود. تشبيه حالت دوزخيان به هنگام نوشيدن از آب داغ جهنّم به شتر تشنه بيانگر مطلب ياد شده است. (مجمعالبيان، ج ٩- ١٠، ص ٣٣٣- ٣٣٤)
[٢] مفردات، ص ٤٨٩، «صلب».