فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٠٩ - وهاب/ اسماوصفات
آيات ٤١ و ٤٢ شورى (٤٢) را درباره امام على عليه السلام، حمزه و عبيده از يك سو و وليد، عتبه و شيبه از ديگر سو دانستهاند. [١]
وليد بن عُقْبه
وليد بن عُقْبة بن ابىمعيط از قريش و تيره بنىاميّه است. وى برادر عثمان بن عفّان از طريق مادر مىباشد كه در عهد خلافت او، والى كوفه شد و داستان مشروبخوارى، وى شهره آفاق گشت. [٢] مفسّران، مقصود از «فاسق» در آيه نبأ (حجرات (٤٩) ٦) را، وى دانستهاند كه به رغم اينكه سفير پيامبر به سوى طايفه بنىالمصطلق بود به دروغ خبر ارتداد آنان را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله، آورد و نزديك بود كه آتش جنگ برپا شود. [٣] همچنين شأن نزول آيه ١٨ سوره سجده (٣٢) كه صحبت از مساوى نبودن فاسق با مؤمن است را مربوط به وى دانستهاند كه خداوند، وى را «فاسق» ناميده است. [٤]
وليد بن مغيره
وليد بن مغيره مخزومى [ابوعبد شمس]، از سران و مَلاحده قريش است. [٥] وى از دشمنان و مستهزئين پيامبر مىباشد. [٦] مفسّران، شأن نزول آيات ١١- ٢٩ سوره مدثر (٧٤) را درباره وى دانستهاند كه پس از نظرخواهى مشركان از وى، درباره آيات قرآن و آورنده آن- پيامبر صلى الله عليه و آله- را جادوگرى چيرهدست و آيات قرآن را افسونى
وليد بن وليد
وليد بن وليد مخزومى، فرزند وليد بن مغيره و برادر خالد بن وليد مىباشد. [٧] وى در جنگ بدر اسير شد و پس از پرداخت فديه آزاد و سپس مسلمان گشت. [٨] برخى مفسّران شأن نزول آيه ١١٠ سوره نحل (١٦) را درباره شمارى از مسلمانان از جمله وليد، دانستهاند كه در چنگال مشركان در مكّه گرفتار آمده بودند. [٩] نيز در شمار «يا عبادى الّذين اسرفوا ...» (زمر (٣٩) ٥٣) از وى، ياد شده كه پس از قبول اسلام در مكّه و شكنجه شدن، دوباره شرك را پذيرفتند و با نزول آيه و
وهّاب/ اسماوصفات
«وهاب» از هبه قرار دادن ملك خود به غير، بدون عوض است. خداوند را وهّاب گويند، چرا كه به هر
[١] . الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ١٦، ص ٣٠.
[٢] . الاستيعاب، ج ٤، ص ١١٤؛ اسدالغابه، ج ٥، ص ٤٢٠-/ ٤٢١.
[٣] . جامعالبيان، ج ١٣، جزء ٢٦، ص ١٦٠؛ مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ١٩٨.
[٤] . الكشاف، ج ٣، ص ٥١٤؛ روحالبيان، ج ٧، ص ١٢٢.
[٥] . الاستيعاب، ج ٤، ص ١١٨؛ اسدالغابه، ج ٥، ص ٤٢٣؛ اعلام، زركلى، ج ٨، ص ١٢٢.
[٦] . السيرة النبويّه، ابنهشام، ج ٢، ص ٤٠٩.
[٧] . السيرة النبويّه، ج ٢، ص ٤١٠.
[٨] . الاستيعاب، ج ٤، ص ١١٨؛ الاصابه، ج ٦، ص ٤٨٤.
[٩] . جامعالبيان، ج ٨، جزء ١٤، ص ٢٤٠.