ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨ - حادث بودن همهء كائنات دليل بر ازلى و قديم بودن خدا است
بر خلاف برهان است ، يعنى آن حقيقت كه به عنوان خدا پذيرفته شده بود ، خدا نباشد در اينجا لازم است به يك اشتباه مهمى كه كانت فيلسوف معروف آلمانى مرتكب شده است ، اشاره نموده و آنرا مورد نقد قرار بدهيم . اين فيلسوف در مبحث تنازعهاى چهارگانه چنين مى گويد : « تنازع چهار - وجودى كه واجب باشد هست يا نيست وجود واجب ناچار علت ممكنات است . پس اين تنازع هم نظير تنازع سوم است . اگر بگويند وجود واجبى نيست ، تسلسل لازم مى آيد . اگر بگويند هست بايد مجموع جهان باشد يا جزء درونى آن ، يا بيرون جهان . مجموع جهان نمى تواند باشد ، چون مجموعه اى از ممكنات نمى تواند واجب بشود . بيرون از جهان هم نيست ، چون علت شدنش ناچار آغاز دارد و امرى است زمانى و امر زمانى بيرون از جهان نمى شود . چون اگر جزئى از جهان ، غير معلول باشد ، رشتهء علت و معلول مختل مى شود . » [١] خطاى كانت در اينست كه براى نفى بيرون از جهان بودن خدا ، باين مسئله استدلال مى كند كه « علت شدنش ناچار آغاز دارد و امرى است زمانى و امر زمانى بيرون از جهان نمى شود . » مى بايست كانت متوجه شود كه علَّيّت خداوندى فوق زمان و زمانيات بوده و آنچه كه داخل در زمان است ، موّاد و صور مخلوق ( معلولات ) است كه بالضروره در جويبار زمان و گسترهء فضا به جريان مى افتند .
همان گونه كه علَّيّت نقّاش براى ايجاد يك اثر هنرى فيزيكى ، فوق عرصهء فيزيك و ابعاد مربوط به آن مانند زمان و مكان و فضا مى باشد . امور و مختصات فيزيكى و قرار گرفتن آنها در مجراى زمان و پهنهء فضا و غير ذلك ، در نتيجهء معلومات و اراده و تصميم و ابتكار هنرمند است كه نه از كميت تبعيت مى كند و نه از وزن و حركت و سكون و كيفيتهاى فيزيكى ديگر . خطاى ديگر كانت در انتقاد از برهان دوم براى اثبات وجود خدا است . او مى گويد : « برهان دوم ،
[١] . سير حكمت در اروپا ، فروغى ، ج ٢ ، ص ١٥٣ .