ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٣ - جدايى دين از حكومت ( كليسا و حكومت )
وقايع سه گانه كه زمينه را براى تفكرات سكولاريسم آماده نمود
وقايع سه گانه كه زمينه را براى تفكرات سكولاريسم آماده نمود واقعهء اول
واقعهء اول عبارت بود از مشاجرهء بين دستگاه پاپ و سلطنت فرانسه ، در سالهاى ١٢٦٩ تا ١٣٠٣ كه در نتيجهء آن فرضيهء امپرياليسم پاپ كه در قانون شرع گنجانده شده بود به حدّ كمال رسيد ، ولى در عين حال بواسطهء الحاق ملل فرانسه به يكديگر و تشكيل سلطنت فرانسه و تقويت حس مليت در آن كشور به اين فرضيه يك شكست قطعى وارد آمد كه پس از آن تاريخ ، ديگر نتوانست قوت گيرد . مسألهء مخالفت با امپرياليسم پاپ در پايان همين واقعه بتدريج شكل گرفت و هدف و سمت حركت آن ، كم كم مشخص گرديد و اين فكر پيدا شد كه بايد قدرت روحانى را محصور و محدود نمود از اين فكر ، نتيجه ديگرى عايد شد كه حائز اهميت بود و آن عبارت بود از طرح مسألهء استقلال كليهء سلطنتها به عنوان جامعههاى مستقل سياسى . در واقع مى توان گفت كه تخم اصل مليت ( ناسيوناليسم ) و حق مالكيت و استقلال ملل ( سوورنته ) كه در قرون ١٨ و ١٩ نمو كرد ، در اين زمان كاشته شد .
واقعهء دوم
واقعهء دوم مشاجرهء بين ژان بيست و دوم و لوى باوير بود كه در حدود بيست و پنج سال بعد به وقوع پيوست و در اين مشاجره مخالفت با استقلال پاپ شكل گرفت . در اين كشمكش ، اولا گيوم دوكام كه سخنگوى فرانسيسكانهاى روحانى ارتدوكس ( نمايندهء منحرفين ) [ به اصطلاح آنان ] بود ، باب مخالفت بر ضد استقلال پاپ آغاز نهاد و كليهء عناصر مخالف پاپ و سنت مسيحيت را با خود همراه كرده هدايت آنها را عهده دار شد .
ثانيا مارسيل دو پادو فرضيهء بىنيازى جامعه مدنى را بسط و نمو داده بصورت يك نوع سكولاريسم ( دنيادارى ) مقرون به تقوى و نزديك به مسلك آراستيانيسم بيرون آورد .
مسلك اخير عبارت بوده است از پيروى از عقيدهء توماس آراست ( قرن ١٦ ) مبنى بر اين كه دولت بايد در امور كليسا و مذهب سمت رياست و رهبرى داشته باشد و كليسا و