ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - اين كه سياست يك حرفهء خاصّ و احتياج به تخصص دارد ، هرگز منافاتى با لزوم آبيارى سياست و حكومت با بعد الهى انسانها ندارد
شگفتزدگى اينست كه ما در موضوعات كوچك مانند رفع نيازمندى به كفش به هيچ كس جز يك كفاش ماهر اعتماد نمى كنيم ، با اين حال چگونه مى توانيم هر كس را كه صداهاى زيادى دارد [ يا صداهاى زياد از وى حمايت مى كند ] براى حاكميت بپذيريم .
وقتى كه ما بيمار مى شويم ، ما پزشك حاذقى را كه در طبابت مهارت دارد ، مى خواهيم نه « يك پزشك زيبا و يا خوش گفتار را . » [١] اين كه سياست يك حرفهء خاصّ و احتياج به تخصص دارد ، هرگز منافاتى با لزوم آبيارى سياست و حكومت با بعد الهى انسانها ندارد .
براى اثبات اين كه سياستمدارى هنر مخصوصى است ، تشبيهى بسيار خوب از افلاطون نقل شده است كه او چنين مى گويد : « هنر سياستمدارى هنر بافندگى است . بايد ديد كه يك بافندهء ماهر چگونه نخست پشم را به رشته تبديل كرده و سپس رشتهها را با چه تمهيد و نظم مخصوص به هم تابيده ، آن گاه به كارگاه بافندگى خود مى سپارد و سرانجام از آن كارگاه پارچهء زيبايى را بيرون مى آورد كه به قد و قامت انسان زيبنده باشد . . . هنر سياستمدار هم همچون صنعت بافندگى است كه مى تواند گروه هايى از انسانهاى آزاد و جداى از يكديگر را به هم پيوسته و سازماندهى نمايد و روابط همزيستى آنان را از روى دقت و مهارت چنان به هم پيچيده و تابيده سازد كه مانند يكپارچگى لباس بر قامت كشور زيبنده و آراسته گردد . » [٢] سپس مؤلف حكمت و حكومت در توضيح و اثبات جملات افلاطون چنين مى گويد : « از اين تشبيه فيلسوفانه افلاطون ، همچون سخن پيشين ارسطو اين مطلب به
[١] . جمهورى ، افلاطون ت از حنا خباز ، مقدمه ص ع .
[٢] . حكمت و حكومت ، دكتر مهدى حائرى ، ص ٧٧ و ٧٨ .