ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٧ - حذف مذهب از حيات و شخصيت بشرى در زندگى دنيوى بر مبناى سكولاريسم ، مستلزم تجزيهء وحدت ١٧١ حيات معقول و تجزيهء وحدت شخصيت است ١٨٧
علوم انسانى وارد مى سازد :
مورد يكم
مورد يكم - افراط و تفريط در معرفى و ارزشيابى « روان » ، « من » ، « روح » و « شخصيت » انسانى است . [١] مورد دوم
مورد دوم - اين گونه تفكر انحرافى ( افراط و تفريط ) در بارهء معرفى و ارزشيابى مذهب است كه مى تواند عامل اختلال در شناخت حقيقت و مختصات همهء ارزشهاى اساسى آدمى بوده باشد .
اكنون مى پردازيم به بيان نمونه اى از مختصات روش « حذف مذهب از . . . » و خسارتهاى جبرانناپذير آن : اكنون بحث ما در نمونه و خسارتهاى مورد دوم است كه از جهت اهميت پايينتر از مورد اول كه تفكر انحرافى در طبيعت و هويت اساسى خود انسان است ، نمى باشد .
ما نمى دانيم در آن روزگار ( قرن ١٤ و ١٥ ميلادى ) كه مذهب از حيات دنيوى انسانها حذف مى شد ، در بارهء اصول اساسى و ارزشهاى انسانى كه در نتيجهء پديدار شدن طرز تفكر مزبور بود متزلزل گشته و رو به فنا مى رفت . متفكران اعم از علمى ، اجتماعى ، دينى ، اخلاقى و سياسى متوجه بودند كه نتيجهء ورود تفكرات سكولاريسم بر زندگى بشريت چه فاجعه اى را به دنبال خواهد داشت فاجعه اى كه ناشى از حذف عظمتها و اصول اساسى و ارزشهاى انسانى گشته و به بيگانگى انسانها از جهان هستى و هم نوع خود و خدا و در آخر به « بيگانگى از خويشتن » منجر خواهد گشت .
[١] . مى توان گفت ارتكاب دو روش انحرافى مزبور ، برابر با انحراف در مطلق طبيعت انسان است .