ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٤ - فخر و كبر و فراموشى پايان زندگى و غفلت از مجازات و انتظار محصولى غير از آنچه كاشته شده است و بىاعتنايى به فردايى كه بدون پذيرش آن ، زندگى اين دنيا به هيچ وجه قابل فهم و تفسير نيست ناشى از يك بيمارى است كه خود بزرگ بينى ناميده مى شود
هدف دين و طرق وصول به آن را كه از ضرورت قطعى برخوردار مى باشند دريابد و آن گاه در حكمت اصول عقائد و احكام و تكاليف و حقوق اسلامى بينديشد . تو اى انسان آگاه ، بينديش و تعقل كن و كارى با رجزخوانىهاى مخالفان نداشته باش . ( وَما قَدَرُوا الله حَقَّ قَدْرِه إِذْ ) [١] ( بگو : الله سپس آن مخالفان را رها كن تا در فسادى كه غوطه ورند جست و خيز كنند ) ٢٦ ، ٣١ - و ضع فخرك ، و احطط كبرك و اذكر قبرك ، فأنّ عليه ممرّك و كما تدين تدان ، و كما تزرع تحصد و ما قدّمت اليوم تقدم عليه غدا ، فامهد لقدمك و قدّم ليومك . ( فخر و مباهات را بگذار و كبرت را ساقط نما ، گورى [ كه آخرين منزلگه حيات طبيعى توست ] بياد بياور زيرا كه بالاخره گذارت به آن خواهد افتاد و همان گونه كه ديگران را جزا داده اى جزاى كارهاى تو داده خواهد شد . همان را درو خواهى كرد كه كشته اى ، با آنچه كه امروز براى فردا اندوخته اى روياروى خواهى گشت . براى گامى كه خواهى برداشت راه هموار كن و توشه براى آن روز كه به انتظار تو است ، از پيش بفرست . ) فخر و كبر و فراموشى پايان زندگى و غفلت از مجازات و انتظار محصولى غير از آنچه كاشته شده است و بىاعتنايى به فردايى كه بدون پذيرش آن ، زندگى اين دنيا به هيچ وجه قابل فهم و تفسير نيست . ناشى از يك بيمارى است كه خود بزرگ بينى ناميده مى شود .
اگر مردم مى فهميدند كه موجودات با عظمتى هستند كه خداوند آنان را تكريم فرموده است : ( وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَفَضَّلْناهُمْ )
[١] . الانعام ، آيه ٩١ .