ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٢ - جدايى دين از حكومت ( كليسا و حكومت )
احتمال معانى متنوع در آن ، ابهامانگيز مى باشد . ما دو احتمال مهم را در بارهء مفهوم مزبور در اينجا مى آوريم :
احتمال يكم
احتمال يكم همهء گردانندگان سياسى و علمى و فرهنگى و اقتصادى و حقوقى جامعه ، بطور مستقيم واقعيت را در بارهء امور مزبوره از خداوند متعال بطريق وحى يا الهام دريافت مى كنند . اين احتمال به هيچ وجه صحيح نيست ، زيرا اولا ثابت نشده است كه گردانندگان جامعه [ به غير از انبياء معروف كه واقعيات مذهبى را بطريق وحى از خدا گرفته و به مردم تبليغ مى نمودند ] ادعاى نزول وحى داشته باشند . ثانيا اگر براى آنان در مديريت جامعه وحى نازل مى شد ، هرگز اختلاف و رويارويى در ميان آنان به وقوع نمى پيوست ، در صورتى كه اختلافات و مشاجرات ميان گردانندگان جامعه ، به فراوانى ديده مى شود .
احتمال دوم
احتمال دوم گردانندگان سياسى . . . جامعه بقدرى تهذب و صفاى درونى پيدا مى كردند كه با يك حالت شهودى ، واقعيات را از خداوند سبحان دريافت نموده و آنها را در زندگى مردم بكار مى انداختند بديهى است كه گردانندگان جامعه به اضافهء اختلافاتى كه با يكديگر داشتند دچار خطاهايى مى گشتند كه اسناد آنها به خداوند امكانناپذير مى باشد .
بنا بر اين ، همان گونه كه در اول بحث اشاره كرديم ، سكولاريسم در شيوهء خاصّ اجتماعى معلول تعارض شديد مقامات كليسايى و سياسى و اجتماعى با يكديگر بوده است . در توضيح ريشهء اصلى اين تعارض چنين گفته شده است : « كليهء تضادها و تجزيهء افكار و تحولات فكرى در قرن ١٤ و ١٥ آشكار گشت و به تدريج شكل گرفت . اين جريان تحول افكار ، در طى سه واقعهء معروف انجام يافت كه واقعهء اول آن ، مورد بحث در اين فصل و دو واقعهء ديگر مورد بحث در فصل آتى مى باشد