ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٥ - طلايه دارى كه جلو كاروان افتاده تشخيص مصالح و مفاسد گذرگاه و منازل را به عهده گرفته است ، بايد خلاف واقع نگويد
پدر تو ابو طالب در موقع فرود آمدن قرآن ، در بارهء رسالت من داشت ، من مشتاقم كه ارزش آن همه زحمات و بردبارىهاى ابو طالب را در بارهء فرزندش مراعات كنم . [١] فليصدق رائد أهله ، و ليحضر عقله . و ليكن من أبناء الآخرة فأنّه منها قدم و أليها ينقلب ( هر طلايه دارى بايد به مردم خود راست بگويد و عقل خود را به كار بيندازد و از اهل آخرت باشد ، زيرا از عالم آخرت آمده و به سوى آن برمى گردد . ) طلايه دارى كه جلو كاروان افتاده تشخيص مصالح و مفاسد گذرگاه و منازل را به عهده گرفته است ، بايد خلاف واقع نگويد .
اين يك مثل آموزنده اى است كه مى گويد : الرّائد لا يكذب أهله ( آن كسى كه طلايه دارى قافله اى را به عهده گرفته است به كاروان خود دروغ نمى گويد ، زيرا خود او هم يكى از همان كاروانيان است كه در مسير و حركت و منازل و سود و زيان و فراز و نشيب راه شريك همهء افراد كاروان مى باشد . ) يك مثل عاميانه اى وجود دارد كه مى گويد : فرزندى پدرى را اذيت كرد ، پدر به او گفت : گوشت را مى گيرم ، اين عرصه را مى چرخانم . فرزند گفت : پدر جان ، تو هم با من مى چرخى يا نه حال آنانكه ادّعاى طلايه دارى مردم را در مغز مى پرورانند ، بايد بدانند كه خود نيز يكى از آن مردم مى باشند . طلايه دار بايد عقل خود را بكار بيندازد ، چه بسا كه تشخيص غلط او ، همهء كاروانيان را به هلاكت بيندازد . طلايه داران بايد از علائق و تمنيات دنيوى به دور و از اهل آخرت باشند ، زيرا از آخرت آمده و رو به آخرت دارند . اگر طلايه داران يك جامعه ندانند كه همهء انسانها و خود آنان نيز بر مبناى آن جريان بزرگ و پر معنى كه در اين آيه ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ )
[١] . تفسير القرآن ، ابو اسحاق ثعلبى .