ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - حذف مذهب از حيات و شخصيت بشرى در زندگى دنيوى بر مبناى سكولاريسم ، مستلزم تجزيهء وحدت ١٧١ حيات معقول و تجزيهء وحدت شخصيت است ١٨٧
< شعر > چون رسم حواله شد به رسّام رستى تو ز جهل و من ز دشنام < / شعر > ٢ . عدالت به معناى حقيقى آن
٢ . عدالت به معناى حقيقى آن مى دانيم كه معانى عدالت يا مصاديق آن مختلف است .
زيرا عدالت الهى به معناى فعل يا قول مستند به حكمت بالغه و غناى ذاتى او است .
عدالت حقوقى به معناى تطبيق فعل يا قول با اصل و قانون مقرر است .
عدالت به معناى اخلاقى عبارت است از حركت بر مبناى وجدان حاكم بر لزوم پيروى از خيرات و اجتناب از زشتيها و آلودگيها بدون تكيه و توقع اجر و پاداش يا فرار از مجازات است . عدالت به معناى فلسفى آن عبارت است از آن مشيت عاليه كه نظم عالم هستى تجلىگاه آن است .
مسلم است كه عدالت به معناى اخلاقى آن كه حركت بر مبناى وجدان در انجام اعمال خير و اجتناب از شرور و آلودگيها تنها براى ارضاى وجدان مى باشد ، اگر چه صفتى است بسيار پسنديده و حكماى بزرگ از شرق و غرب آنرا يكى از دلايل تكامل انسانى محسوب نمودهاند ، با اين حال در آن هنگام كه انسان ارضاى وجدانهاى معمولى را تحليل و ريشه يابى مى نمايد ، لذت حاصله از آن را نيز در مى يابد و بدان جهت كه لذتخواهى اگر چه فوق طبيعى باشد ، طعمى از خودخواهى دارد . لذا راهزن اكثريت قريب به اتفاق مردم در حركات كمالى مى باشد .
از اين بيان نتيجه مى گيريم كه عدالت به معناى اخلاقى آن ، ريشه اى در وجدان معمولى دارد كه فعاليتهاى آن جنبهء الهى داشته و فراسوى لذايذ و آلام است .
٣ . آزادى شخصيت تا درجهء عالى اختيار
٣ . آزادى شخصيت تا درجهء عالى اختيار آنچه كه ادراكات و تمايلات زندگى طبيعى معمولى اقتضاء مى كند ، اين است كه يك خود طبيعى ( مانند عامل سازماندهى زندگى ديگر حيوانات صيانت ذات انسان را به دست بگيرد و عوامل لذت را جلب و عوامل ضرر را دفع نمايد .