ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٨ - نظام دموكراسى در زندگى و حكومت و سياست و مشكلات ششگانهء آن
در آن زندگى مى كند . يعنى با توجه به نظم و شكوه جهان هستى ، بداند و معتقد شود كه خداوند حكيم مطلق كه اين جهان با عظمت را آفريده است بيهوده و بىهدف نمى باشد و اين هدف با خور و خواب و خشم و شهوت تنها به دست نمى آيد ، و قطعا فوق ماده و ماديات مى باشد . اكنون اگر بخواهيم سياست را منحصر در نظم دموكراسى بدانيم و معناى دموكراسى ، هم چنين تفسير شود كه مردم هرگونه بيانديشند و هر چه بخواهند و به هر وسيله اى براى رسيدن به هر هدفى آزاد باشند ، جز مواردى كه موجبات مزاحمت زندگى ديگر افراد جامعه را فراهم بياورد ، اين همان سياست پيرو است كه بشريت را در همان دوران غارنشينى محبوس مى سازد اگر چه همه كيهان بزرگ را زير پايش بگذارد ، زيرا بشر در تبعيت از سياست پيرو نمى تواند از حيطه خودخواهى گام فراتر بگذارد ، در حالى كه اهداف تكاملى او حتما ريشهء ماوراى طبيعى الهى دارد .
٦ . حركتها و تحولات تكاملى تاريخ چه حركتهاى علمى يا دينى يا صنعتى يا سياسى و اخلاقى ، همواره بوسيلهء افراد و اقليتهاى غير قابل توجه [ از نظر كمّى ] به وجود آمده است ، اگر اين روشها و گرديدنها را به عهدهء معلومات و تمايلات اكثريتها مى گذاشتند ، بشر حتّى يك قدم نمى توانست پيشرفت نمايد . يعنى هرگز ديده نشده است كه اكثريت مردم يك جامعه ابتداء و بطور مستقيم برخيزند . و اكتشافات و اختراعات را به راه بيندازند يا جامعه را از جهل و بدبختى نجات بدهند و عوامل پيشرفت را به وجود بياورند .
٧ . جملاتى از طرز تفكرات افلاطون در بارهء دموكراسى مطرح شده است كه مى گويد : « هر اندازه افلاطون در حقيقت اين امر مى انديشد در شگفتى از اين ديوانگى كه دموكراسى ناميده مى شود ، فرو مى رود . آن نظام دموكراسى كه بر شهوات و تمايلات جمهور مردم در انتخاب كارگزاران سياست تكيه مى كند . دليل افلاطون در اين