ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠١ - اگر خود را بينا مى دانيد بشنويد ، بينديشيد ، بنگريد و ديده ور شويد
انديشه در حدود ضرورتها و نيازها و تجملاتى كه براى آنان عرضه مى شود ، مى انديشند . طبيعى است كه اين گونه انديشههاى تحميلى باعث شده است كه اكثريت بسيار چشمگير دنيا ، از زندگى طبيعى جز ابعاد محدود مادى آن را درك نكنند . و نفهمند كه موجوديتشان چيست از كجا آمده است به كجا آمده است با كه زندگى مى كند و براى چه آمده است و به كجا مى رود و بديهى است كه هيچ فردى در اين دنيا ، بدون دريافت پاسخ جدى به سئوالات فوق ، نمى تواند تفسير و توجيهى قانع كننده براى زندگى خود دريابد . امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد : بنگريد و ديده ور شويد .
نديده بينا شدن نظر نكرده ديده ور شدن اينست آرزوى محال كه عده اى فراوان آن را در سر مى پرورانند ممكن است بگوييد : مگر مردم چشم ندارند مگر مردم تعليمات نمى بينند مسلم است كه انسانها به هر چه كه جلب نظر كند ، مى نگرند و هر چه را كه مورد نياز ببينند ، آن را مى آموزند . آرى ، صحيح است . ولى بحث در اين است كه ملاك جلب شدن آنان به اشياء و پديدهها چيست آيا واقعا آنچه را كه بايد ببينند ، تشخيص دادهاند و به آن دست يافتهاند و از آنچه كه مى بينند ، نتيجه گيرى مى كنند اگر پاسخ اين سئوالات مثبت بود ، آيا تاريخ بشر همين مسير را پيش مى گرفت كه امروزه نام قرن خود را « قرن بيگانگى انسان از انسان » ، « قرن از خودبيگانگى » ، « قرن محكوميت انديشه » و « قرنى كه به دنبالش بقاء زندگى مردم در روى زمين مشكوك شده است » همچنان كه در بيانيهء كنفرانس ونك اور - كانادا آمده است . اگر گردانندگان جوامع مى خواهند به انسانها حكومت كنند و اين قرن بيستم كه به پايانش نزديك مى شويم ، آخرين قرن زندگى انسانها در روى زمين نباشد ، بايد و به طور حتم ، فرهنگ شنيدن و ديدن را ترويج كنند .
٢١ ، ٢٥ - فأفق أيّها السَّامع من سكرتك و استيقظ من غفلتك و اختصر من عجلتك و أنعم الفكر فيما جاءك على لسان النبىّ الأمّىّ صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - ممَّا لابدّ منه و لا محيص عنه و خالف