ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٣ - وحدت و هماهنگى همهء شئون حيات انسانى در دين اسلام
عقايد و قوانين عملى براى تنظيم و اصلاح انسانى در ارتباطات چهارگانه : ١ . ارتباط انسان با خويشتن .
٢ . ارتباط انسان با خدا .
٣ . ارتباط انسان با جهان هستى .
٤ . ارتباط انسان با همنوع خويش .
هر حقيقت و پديده اى كه قابل بهره بردارى براى تنظيم و اصلاح حيات انسانى در ارتباطات مزبور بوده باشد از ديدگاه اسلام ، جزء دين محسوب مى گردد .
وحدت و هماهنگى همهء شئون حيات انسانى در دين اسلام در نتيجه ، علم ، جهان بينى ، سياست ، اقتصاد ، حقوق ، اخلاق ، فرهنگ به معناى پيشرو آن ، صنعت ( تكنولوژى ) و همهء آنچه كه به نحوى در تنظيم و اصلاح مزبور تأثيرى داشته باشد ، جزئى از دين اسلام است . اين حقيقتى است كه هر كس كه اطلاعى از آن نداشته باشد ، قطعا از خود دين اطلاعى ندارد و بديهى است كه هر كس اطلاعى از اين دين داشته باشد ، آن را مى داند . بعنوان نمونه عبارت دو نفر از متخصصان قانون و حقوق را در اينجا متذكر مى شويم : ١ . ژان ژاك روسو متولد ١٧١٢ كه مى گويد : « مذهب مقدس ( مسيحيت ) همواره از هيئت حاكمه جدا مانده است و رابطهء آن با دولت اجبارى نبوده است . حضرت محمد ( ص ) نظريات صحيحى داشت و دستگاه سياسى خود را خوب مرتب نمود ، تا زمانى كه طرز حكومت او در ميان خلفاى وى باقى بود ، حكومت دينى و دنيوى بود . حكومت دينى و دنيوى ، شرعى و عرفى يكى بود و مملكت هم اداره مى شد ، ولى همين كه اعراب ثروتمند شدند ، سست گشتند و طوائف