ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤١ - تطابق ظاهر با باطن در پاكى و ناپاكى
و يبغض بدنه و اعلم أنّ لكلّ عمل نباتا و كلّ نبات لا غنى به عن الماء . و المياه مختلفة ، فما طاب سقيه ، طاب غرسه و حلت ثمرته و ما خبث سقيه خبث غرسه و أمرّت ( و بدان براى هر ظاهرى باطنى است بر مثال خود ، آنچه كه ظاهرش پاك است ، باطنش نيز پاك است و آنچه كه ظاهرش پليد است ، باطنش نيز پليد است . پيامبر صادق ( ع ) فرموده است : خداوند دوست مى دارد بنده را در حالى كه دشمن مى دارد عمل او را و عمل او را دوست مى دارد در حالى كه بدنش را دشمن مى دارد . و بدان براى هر عملى روييدنى است و هيچ گياهى از آب بىنياز نيست و آبها مختلفند . آن آب كه پاك باشد ، كشتش و سيراب كردنش پاك و ميوه آن شيرين خواهد بود و آنچه كه پليد باشد ، كشتش پليد و ميوه اش تلخ خواهد بود . ) تطابق ظاهر با باطن در پاكى و ناپاكى هستند كسانى كه توفيق عمل به تكاليف را از دست داده و براى دست يافتن به هدف نهائى زندگى ، هيچ وظيفه اى را نمى شناسند ، اينان با يك جملهء بىاساس ، خود را تسليت و فريب مى دهند و مى گويند : « اى آقا ، انسان بايد قلبش پاك باشد ، درونش صاف باشد ، تكاليف و وظايف و حقوق و غير ذلك از الزامها و بايستىها اهميتى ندارند » اينان نخستين خطائى را كه مرتكب مى شوند ، اين است كه روابط پيوند دهندهء ظاهر و باطن را به يكديگر نمى فهمند ، يا عمدا خود را به نفهمى مى زنند كه خود را توجيه كنند آيا نسبت اعمال خير مانند عمل به حقوق ، انجام تكاليف و خدمت به بنى نوع خود به درون آدمى مانند « من ، شخصيت ، دل و وجدان ، نسبت معلول به علت خود نيست يا نسبت انگيزه به عمل مولود آن نمى باشد آيا انجام يك تكليف همانند موجى از شخصيت من بيقرار آدمى براى حركت به سوى گرديدنهاى ارزشى تكاملى نمى باشد » بديهى