ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - نگاهى بر نوسانات كليسا و حكومت
نگاهى بر نوسانات كليسا و حكومت دائرة المعارف بريتانيكا ج ٤ ، ص ٥٩٠ كليسا و حكومت [١] CHURCH AND STATE « موضوع مورد منازعه اينست كه در نهاد قانونى [ حكومت و كليسا ] در جامعهء واحد و در ميان افراد واحدى ، هر دو مدّعى وفادارى و تبعيت مردم بودند . از لحاظ تئورى مطابق آيه ٢١ باب ٢٢ انجيل متىّ بايد قاعدهء « مال قيصر را به قيصر ادا كنيد و مال خدا را به خدا » ادا مى شد ، اما در عمل قلمرو ادعاى حاكميت قدرت دنيوى و روحانى تصادم پيدا مى كرد .
در جوامع اوليه اين تفكيك بين وجوه دينى و دنيوى حيات اجتماعى به نحوى كه امروزه رايج است ، عملا غير ممكن بوده است . در تمدنهاى اوليه همه جا ، پادشاه و يا حاكم نمايندهء خدا ( قدرتهاى الهى - آسمانى ) محسوب مى شد . تا زمان قبول دين مسيحيت توسط امپراطور روم ، شخص امپراطور عنوان بالاترين مرجع دينى را هم داشت و دين ولايات ( كشور ) را كنترل مى كرد ، و بلكه خود ، موضوع پرستش و چون « خدايى در روى زمين » بود .
به هر حال ، مفهوم « حكومت » و « كليسا » به عنوان دو هويت جداگانه ، از وقتى مطرح مى شود كه خط تمايزى بين جامعهء سكولار بشرى از يك طرف و جامعه يا جوامع دينى در داخل يك هستى سياسى ، از طرف ديگر كشيده مى شود . درست نيست كه بگوييم تمايز بين حكومت و دين توسط مسيحيت به وجود آمده است ، هر چند كه مسئوليت عمده بر دوش مسيحيت است . جريان با دين يهود آغاز شده است ، چرا كه با سقوط اورشليم در سال ٥٨٦ ميلادى ديگر يهوديان هرگز از يك جامعهء سياسى مستقل
[١] . ترجمهء آقاى دكتر عبد الرحيم گواهى .