ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٩ - انسان آگاه در زندگانى بايد ببيند آيا حركت او به پيش است يا به عقب برمى گردد
فلسفى پر از دعاوى علمى است كه اغلب آنها اعتبارى بيش از فرضيه و نظريه و ذوق پردازى ندارد . براى اثبات اين مسئله ، لازم است كه آن قضايا را كه با عنوان پر طمطراق علمى در عرصهء معارف بشرى مطرح گشته و سپس خلاف واقع بودن آنها اثبات شده است ، جمعآورى نماييم و آن گاه ببينيم بر سر ارتباطات چهارگانهء بشرى ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود ) چه گذشته است . به قول استانيسلاو اندرسكى در بارهء انتقاد از نوعى دعاوى علمى مى گويد : « علم است يا حقه بازى » از طرف ديگر همه مى دانيم در هنگام سخن بدون علم ، عمل بدون علم ، انديشه و اظهار نظر بدون علم ، پاى شخصيت واقعگراى آدمى در ميان نيست . زيرا انسان هر كس را كه بتواند فريب بدهد ، شخصيت حقيقى و واقعگراى خود را نمى تواند بفريبد .
بنا بر اين ، انسان در اين مواقع نخست با خويشتن مبارزه مى كند ، سپس با افراد جامعه كه با آنها در ارتباط است .
انسان آگاه در زندگانى بايد ببيند آيا حركت او به پيش است يا به عقب برمى گردد مضمون يك حديث معروف از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم است كه چنين فرمود ) * : قد نجى من كان غده خيرا من أمسه و من ساوى يوماه فهو مغبون و من كان أمسه خيرا من يومه فهو ملعون ( هر كس كه فردايش از ديروزش بهتر باشد ، نجات پيدا كرد و هر كس دو روزش مساوى باشد ، او مغبون است و هر كس ديروزش بهتر از امروزش باشد ملعون است . خداوند متعال در آيات مباركهء قرآنى استناد مردم جاهل آن دوران را به نياكان گذشته خود و عدم پذيرش دين جاودانى اسلام را كه سعادت دنيا و آخرت را براى آنان به ارمغان آورده بود ، مردود ساخته و مى فرمايد : * ( وَإِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ الله