ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٦ - نصيحت براى مردم
كيهان با شكوه كه خود براى اثبات ارزش حيات انسانى و هدف اعلاى آن ، دليلى است روشن ، بفهمد و حقيقتا درك كند . و يك آگاهى ديگر لازم است كه معناى مهلت را بفهمد كه هر لحظه اى از زندگى كه از آينده مى رسد و به گذشته مى خزد ، هرگز برنخواهد گشت ، پس هيچ زمزمه اى مناسبتر از رباعى ذيل براى چنين شخص مهلت از دست داده قابل تصور نخواهد بود .
< شعر > افسوس كه ايام جوانى بگذشت سرمايهء عمر جاودانى بگذشت تشنه به كنار جوى چندان خفتم كز جوى من آب زندگانى بگذشت < / شعر > گمراهان همان گونه از آگاهى و معرفت وحشتزده مى شوند كه آگاهان و عارفان از گمراهان . گمراهان راهى براى حقيقت ندارند و پيشوا و رهبرى براى ايصال به آن حقيقت ، زيرا حقيقتى وراى خور و خواب و خشم و شهوت و چرخيدن به دور خويشتن نمى شناسند .
٥ ، ١٠ - حتَّى اذا كشف لهم عن جزاء معصيتهم و استخرجهم من جلابيب غفلتهم ، استقبلوا مدبرا و استدبروا مقبلا فلم ينتفعوا بما أدركوا من طلبتهم و لا بما قضوا من وطرهم . ( تا آن گاه كه خداوند توانا از روى جزاى گناه آنان پرده بردارد و آنان را از حجابهاى غفلتشان بيرون بياورد . در اين هنگام است كه با امورى روياروى مى شوند كه پشت به آنها داشتند و پشت مى گردانند به آنچه كه رو به آنها كرده بودند . غفلت زدگان نه از آنچه به عنوان مطلوب دريافته بودند ، سودى بردند و نه از آن امور كه خود را نيازمند آنها مى دانستند ، به نفعى رسيدند . )