ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٤ - چهارپايان هدفى جز شكم و درندگان جز دشمنى با غير خود ندارند
اين قسم از يك شخصيت ( يك من ) برخوردار است ، نهايت امر آن يك شخصيت همان موجود قدرت يافته خود طبيعى است كه براى وصول به مقاصد و خواستههاى خود ، از هرگونه وسائل چند چهره اى ، چند زبانى ، چند كردارى . . . بهره بردارى مى نمايد . اكثر سياستمداران پيرو ماكياولى خود را نيازمند اين گونه منش و رفتار مى بينند .
٤٤ ، ٥٠ - أعقل ذلك ، فأنّ المثل دليل على شبهه : أنّ البهائم همّها بطونها و أنّ السّباع همّها العدوان على غيرها ، و أنّ الَّنساء همّهنّ زينة الحياة الدّنيا و الفساد فيها ، أنّ المؤمنين مستكينون . أنّ المؤمنين مشفقون . أنّ المؤمنين خائفون . ( تعقل كن اين پند را [ كه به تو مى گويم ، زيرا هر مثلى دليلى است براى مثل و شبيه خود ] تمامى همت و هدف چهارپايان سير كردن شكم است و هدف جدى درندگان دشمنى با غير خويشتن . همت و كوشش زنها آراستن زندگى دنيوى و فساد در آن است .
مردمان با ايمان فروتن و متواضعند . مردم با ايمان در بارهء خدا خوف و رجاء دارند . مردم با ايمان از خدا بيمناكند . ) چهارپايان هدفى جز شكم و درندگان جز دشمنى با غير خود ندارند تو انسانى ، تو موجودى هستى كه مورد تكريم خداوند سبحانى ، تويى كه براى دفاع از جانهاى ديگران و حقوق آنان به تحمل سختترين مشقتها و شكنجهها تن مى دهى ، تويى كه علم و معرفت به دست مى آورى ، تويى كه با يك سازندگى درونى ، همهء انسانها را اجزائى از شخصيت خود تلقى مى كنى ، تويى كه براى زدودن غم و اندوه از درون همنوع خود از همهء لذائذ صرف نظر مى كنى ، تويى كه داراى آن زندگى و مرگ هستى كه قابل اسناد بر خدا است ، بنا بر اين تو را با حيوانات چكار تو را با درندگان چه ارتباط هيچ مى دانى كه اگر يك حيوان علف خود را به حدّ لازم و كافى خورد به علف ديگر