ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٨ - حذف مذهب از حيات و شخصيت بشرى در زندگى دنيوى بر مبناى سكولاريسم ، مستلزم تجزيهء وحدت ١٧١ حيات معقول و تجزيهء وحدت شخصيت است ١٨٧
نمونه اى از آن اصول و ارزشهايى كه پس از حذف مذهب از زندگى انسانها متزلزل گشته يا بكلى نابود شدند
نمونه اى از آن اصول و ارزشهايى كه پس از حذف مذهب از زندگى انسانها متزلزل گشته يا بكلى نابود شدند [١] ١ . توضيح و تفسير حقيقت و ريشهء اصلى زيباييهاى محسوس و معقول
١ . توضيح و تفسير حقيقت و ريشهء اصلى زيباييهاى محسوس و معقول زيرا تنها مذهب است كه قطب عينى زيبايى را نمودى از تجلىگاه جمال الهى معرفى مى كند و قطب درون ذاتى زيبايى را ( كه در ذات آدمى است ) اشتياق آدمى به دريافت جلوه اى يا نمودى از جلوهء جمال الهى مطرح مى نمايد . خواه عينى فيزيكى باشد ، ماند دستهء گل زيبا ، آبشار ، مهتاب ، خط زيبا ، صداى زيبا ، آسمان زيبا ، و خواه حقيقتى درونى مانند عواطف عالى ، عفو ، خيرخواهى ، احساس تساوى با ديگر انسانها .
هر انسانى كه داراى صفات مزبور است ، داراى زيباييهاى معقول درونى است كه احساس انبساط از آنها بالاتر از احساس انبساط از زيباييهاى برونى مى باشد . براى تفسير نهايى حقيقت و ريشهء اصلى زيبايى ، هيچ نظريه اى جز همان كه متذكر شديم ، مقبول صاحبنظران دقيق نبوده است و بديهى است كه با حذف مذهب كه اعتقاد به خدا ريشهء اساسى آن است هيچ تفسير معقولى براى زيبايى نخواهيم داشت . نظامى گنجوى مى گويد :
[١] . مقصود ما از اين كه متزلزل گشته يا بكلى نابود شدند ، اين است كه ما همواره از زمان شيوع تفكرات سكولاريسم به اين طرف ، با اغلب مفاهيم و حقايق ارزشى و اصولى عالى انسان روياروى هستيم . يعنى علوم انسانى و مخصوصا فرهنگ ادبى و هنرى و اخلاقى جوامع ، مفاهيم و حقايق مزبور را مطرح مى كنند و چه بسا از نوعى لذت و انبساط خاطر هم بهره مند مى گردند . ولى براى اثبات ضرورى يا شايستگى آنها دليل قانع كننده اى نمى آورند . به نظر مى رسد بشريت بايد ممنون آن متفكران صاحبنظر بوده باشد كه علت حقيقى ناتوانى از اثبات ضرورت يا شايستگى آن حقايق ارزشى و اصول عالى انسانى را حذف مذهب از ريشهء آنها مى دانند و با كمال شهامت فرياد مى زنند براى تفسير و توجيه اين حقايق مخصوصا ريشههاى اصلى آنها بايد از مذهب استفاده كرد .