ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٧ - براى علم مطلق او به همهء كائنات و در هيچ يك از احوال نيازى به وجود عينى كائنات كه معلوم خداوندى باشند نيست
كننده و تنظيم كنندهء عالم هستى است بدون سابقهء عالم هستى . بدان جهت كه همهء صفات مزبوره از نوع صفات فعلى هستند و خود صفات فعلى از افعال خداوندى انتزاع مى گردند ، لذا منظور از اين كه خداوند متعال داراى صفات مزبور است بدون اين كه منشأ انتزاع آنها تحقق عينى داشته باشد ، يعنى خداوند متعال داراى آن قدرت مطلقه است كه براى به وجود آوردن آن افعال ( پروراندن ، خالقيت و غير ذلك ) به هيچ چيز ديگرى نيازمند نمى باشند . و از همين بيان ، مسئلهء قدرت خداوندى بدون احتياج به مقدور واضح مى گردد .
٢٦ ، ٤٧ - أئمه الدين قد طلع طالع و لمع لامع و لاح لائح و اعتدل مائل ، و استبدل اللَّه بقوم قوما و بيوم يوما ، و انتظرنا الغير انتظار المجدب المطر . و أنّما الأئمة قوّام اللَّه على خلقه ، و عرفائه على عباده ، و لا يدخل الجنّة ألَّا من عرفهم و عرفوه ، و لا يدخل النار ألَّا من أنكرهم و انكروه . إنّ اللَّه تعالى خصّكم بالأسلام و استخلصكم له و ذلك لأنّه اسم سلامة و جماع كرامة . اصطفى اللَّه تعالى منهجه ، و بيّن حججه ، من ظاهر علم و باطن حكم ، لا تفنى غرائبه و لا تنقضى عجائبه . فيه مرابيع النّعم و مصابيح الظَّلم لا تفتح الخيرات إلَّا بمفاتيحه و لا تكشف الظَّلمات إلَّا بمصابيحه قد أحمى حماه ، و أرعى مرعاه . فيه شفاء المستشفى و كفاية المكتفى . ( خورشيد فروزان امامت سركشيد و فروغى تابناك درخشيدن گرفت و ستارهء روشن خلافت الهى روشن و نمايان گشت . معتدل شد آنچه كج بود . خداوند گروهى را به گروهى و روزگارى را به روزگارى تبديل فرمود و ما در انتظار دگرگونيها بوديم .
همان گونه كه قحطىزدگان به انتظار باران نشينند . جز اين نيست كه پيشوايان [ الهى ] تدبير كنندگان و مديران الهى براى مخلوقات اويند و عارفان آنان مى باشند . و كسى به