ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - دلائل لزوم تنظيم و اصلاح سياسى زندگى دنيوى و اخروى مردم
وجود ندارد . » [١] با توجه به اين عبارات اسناد تفكرات سكولاريسم به ارسطو به هيچ مأخذ صحيحى متكَّى نمى باشد . اين كه ارسطو در سياست گفته است : « طبيعت ، انسان را به وسيلهء غرايز آنها به اجتماع سياسى مى كشاند » [ كتاب ١ ، ب ١ ، ف ١٣ ] كمترين منافاتى با ضرورت تحصيل سعادت و فضيلت براى انسان در حال فردى و جمعى به وسيلهء دولت و سياست ندارد ، زيرا عبارت فوق ، سياسى بودن انسان را به طبيعت او نسبت مى دهد و اما هويت و مديريت و هدف سياست را كه در عبارات بعدى « سعادت » مى داند ، در عبارت فوق مسكوت گذاشته است .
و اما ضرورت تحصيل سعادت و فضيلت براى انسانها از طرف ارسطو هم در كتاب سياست و هم در كتاب اخلاق بطور فراوان گوشزد شده است چنانكه ملاحظه نموديم در تاريخ سياسى جامعهء بشريت ، در برابر روش و تفكرات « حذف دين از . . . » ، حكومت و سياست تئوكراسى نيز مطرح بوده است . معناى تئوكراسى همان گونه كه در كتب لغت و دائره المعارفها آمده است : « حكومت خدايى ، خدا سالارى ، حكومت خدا كشورى كه خدا پادشاه آن است ، اعتقاد به لزوم حكومت الهى ، ادارهء كشور طبق احكام الهى . . . » لغت انگليسى - فارسى ، دكتر عباس آريانپور كاشانى ، ج ٥ ، ص ٥٧٢٣ .
براى درك سرگذشت نوسانات حكومت و كليسا و پديده سياسى تئوكراسى ( حكومت خدايى و سكولاريسم ( حذف مذهب از زندگى دنيوى و سياست ) لازم است مرورى بر تاريخ مختصر اين نوسانات داشته باشيم .
[١] . اخلاق نيگوماكس ، ك ١ ، ب ٧ ، ص ٢٠٤ .